midterms

[ایالات متحده]/ˈmɪdˌtɜːmz/
[بریتانیا]/ˈmɪdˌtɜrmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امتحاناتی که در میانه یک ترم تحصیلی برگزار می‌شوند
adj. مربوط به میانه یک ترم تحصیلی

عبارات و ترکیب‌ها

midterms week

هفته امتحان میان ترم

midterms study

مطالعه برای امتحان میان ترم

midterms schedule

برنامه امتحان میان ترم

midterms results

نتایج امتحان میان ترم

midterms preparation

آمادگی برای امتحان میان ترم

midterms grades

نمرات امتحان میان ترم

midterms anxiety

اضطراب امتحان میان ترم

midterms review

مرور امتحان میان ترم

midterms tips

نکات امتحان میان ترم

midterms feedback

بازخورد امتحان میان ترم

جملات نمونه

students are studying hard for their midterms.

دانشجویان سخت برای امتحان‌های میانی خود تلاش می‌کنند.

midterms are a crucial part of the semester.

امتحانات میانی بخش مهمی از ترم هستند.

she feels stressed about her upcoming midterms.

او در مورد امتحان‌های میانی آینده خود مضطرب است.

he usually starts preparing for midterms a month in advance.

او معمولاً یک ماه قبل از امتحان‌های میانی شروع به آماده‌سازی می‌کند.

teachers often review material before midterms.

معلمان اغلب مطالب را قبل از امتحان‌های میانی مرور می‌کنند.

many students form study groups to prepare for midterms.

بسیاری از دانش‌آموزان برای آمادگی برای امتحان‌های میانی، گروه‌های مطالعه تشکیل می‌دهند.

she aced her midterms this semester.

او امتحانات میانی این ترم را با موفقیت پشت سر گذاشت.

it's important to manage your time wisely during midterms.

مدیریت زمان خود را به طور عاقلانه در طول امتحان‌های میانی مهم است.

he is reviewing his notes to prepare for midterms.

او برای آمادگی برای امتحان‌های میانی، یادداشت‌های خود را مرور می‌کند.

midterms can significantly impact your final grade.

امتحانات میانی می‌توانند نمره نهایی شما را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید