miens

[ایالات متحده]/miːənz/
[بریتانیا]/miːənz/

ترجمه

n. ظاهر یا رفتار

عبارات و ترکیب‌ها

striking miens

چهره‌ی چشم‌نواز

varied miens

چهره‌های متنوع

serious miens

چهره‌ی جدی

gentle miens

چهره‌ی ملایم

cheerful miens

چهره‌ی شاد

elegant miens

چهره‌ی باوقار

confident miens

چهره‌ی با اعتماد به نفس

mysterious miens

چهره‌ی مرموز

friendly miens

چهره‌ی دوستانه

sophisticated miens

چهره‌ی متبحرانه

جملات نمونه

his miens were always cheerful and inviting.

رفتار او همیشه شاداب و دعوت کننده بود.

she has a serious mien that commands respect.

او رفتاری جدی دارد که احترام را برمی انگیزد.

her changing miens reflected her mood swings.

تغییر رفتار او نشان دهنده نوسانات خلقی او بود.

he approached the task with a determined mien.

او با رفتاری مصمم به انجام این کار پرداخت.

the actor's mien captivated the audience.

رفتار بازیگر مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she wore a calm mien during the interview.

او در طول مصاحبه رفتاری آرام داشت.

his confident mien impressed everyone in the room.

رفتار با اعتماد به نفس او همه افراد حاضر در اتاق را تحت تاثیر قرار داد.

the teacher's stern mien helped maintain discipline.

رفتار جدی معلم به حفظ نظم کمک کرد.

she has a friendly mien that makes people feel at ease.

او رفتاری دوستانه دارد که باعث می شود مردم احساس آرامش کنند.

his mien changed when he received the bad news.

وقتی خبر بد را شنید، رفتار او تغییر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید