mildewing

[ایالات متحده]/ˈmɪl.djuː.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɪlˌdu.ɪŋ/

ترجمه

v. فرآیند پوشیده شدن با کپک

عبارات و ترکیب‌ها

mildewing effect

اثر کپک زدگی

mildewing problems

مشکلات کپک زدگی

mildewing prevention

جلوگیری از کپک زدگی

mildewing treatment

درمان کپک زدگی

mildewing risk

خطر کپک زدگی

mildewing conditions

شرایط کپک زدگی

mildewing control

کنترل کپک زدگی

mildewing issues

مشکلات کپک زدگی

mildewing signs

علائم کپک زدگی

mildewing growth

رشد کپک زدگی

جملات نمونه

the damp conditions are perfect for mildewing.

شرایط مرطوب برای ایجاد کپک مناسب است.

we need to check the basement for any signs of mildewing.

ما باید زیرزمین را برای هرگونه نشانه کپک بررسی کنیم.

proper ventilation can help prevent mildewing.

تهویه مناسب می تواند به جلوگیری از کپک کمک کند.

the old books were suffering from mildewing.

کتاب‌های قدیمی در حال رنج کشیدن از کپک بودند.

to avoid mildewing, store your clothes in a dry place.

برای جلوگیری از کپک، لباس های خود را در یک مکان خشک نگهداری کنید.

he noticed mildewing on the walls after the heavy rain.

او متوجه کپک روی دیوارها پس از باران شدید شد.

cleaning regularly can help reduce the risk of mildewing.

تمیز کردن منظم می تواند به کاهش خطر کپک کمک کند.

the furniture was damaged due to prolonged mildewing.

به دلیل کپک طولانی مدت، مبلمان آسیب دید.

she used a special spray to treat the mildewing on her shoes.

او از یک اسپری خاص برای درمان کپک روی کفشش استفاده کرد.

after the flood, many homes faced issues with mildewing.

پس از سیل، بسیاری از خانه ها با مشکلات کپک مواجه شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید