militaries

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪtəriz/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪˌtɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نیروهای مسلح; پرسنل نظامی; واحدهای نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

militaries unite

ارتش‌ها متحد می‌شوند

militaries collaborate

ارتش‌ها همکاری می‌کنند

militaries engage

ارتش‌ها درگیر می‌شوند

militaries operate

ارتش‌ها فعالیت می‌کنند

militaries train

ارتش‌ها آموزش می‌بینند

militaries deploy

ارتش‌ها مستقر می‌شوند

militaries strategize

ارتش‌ها استراتژی می‌ریزند

militaries reform

ارتش‌ها اصلاح می‌شوند

militaries support

ارتش‌ها پشتیبانی می‌کنند

militaries respond

ارتش‌ها پاسخ می‌دهند

جملات نمونه

many countries have strong militaries.

بسیاری از کشورها ارتش‌های قدرتمندی دارند.

militaries often participate in joint exercises.

ارتش‌ها اغلب در تمرینات مشترک شرکت می‌کنند.

militaries are essential for national defense.

ارتش‌ها برای دفاع ملی ضروری هستند.

some militaries are involved in peacekeeping missions.

برخی از ارتش‌ها در ماموریت‌های حفظ صلح مشارکت دارند.

militaries can play a role in disaster relief.

ارتش‌ها می‌توانند در امدادرسانی در بلایای طبیعی نقش داشته باشند.

militaries require significant funding and resources.

ارتش‌ها به بودجه و منابع قابل توجهی نیاز دارند.

militaries often utilize advanced technology.

ارتش‌ها اغلب از فناوری پیشرفته استفاده می‌کنند.

international relations can be affected by militaries.

روابط بین‌الملل می‌تواند تحت تأثیر ارتش‌ها قرار گیرد.

militaries must adapt to modern warfare strategies.

ارتش‌ها باید با استراتژی‌های جنگ مدرن سازگار شوند.

some militaries are involved in covert operations.

برخی از ارتش‌ها در عملیات‌های مخفیانه مشارکت دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید