| جمع | milles |
mille feuilles
میله فوئی
mille bornes
میله بورن
mille ecrevisses
میله اکراویس
mille et une
میله و یک
mille fleurs
میله فلوئور
mille et un
میله و یک
mille voix
میله وای
mille couleurs
میله رنگ
mille rêves
میله رویا
mille pas
میله گام
she received a mille from her grandmother on her birthday.
او یک هزارتوی از مادربزرگش به مناسبت تولدش دریافت کرد.
the artist painted a mille of flowers in vibrant colors.
هنرمند تصویری از گلها را با رنگهای زنده نقاشی کرد.
he saved a mille to travel around the world.
او برای سفر در سراسر جهان پسانداز کرد.
the mille of stars in the night sky was breathtaking.
هزارتوی ستارهها در آسمان شب نفسگیر بود.
she wore a mille of pearls for the gala.
او برای مهمانی شام یک هزارتوی مروارید پوشید.
the mille of books in the library is impressive.
هزارتوی کتابها در کتابخانه قابل تحسین است.
they planted a mille of trees in the park.
آنها یک هزارتوی درخت را در پارک کاشتند.
he won a mille in the lottery last week.
او هفته گذشته یک هزارتوی در قرعهکشی برد.
the mille of options available made it hard to choose.
هزارتوی گزینههای موجود انتخاب را دشوار کرد.
she completed a mille of tasks before noon.
او قبل از ظهر یک هزارتوی وظیفه را انجام داد.
mille feuilles
میله فوئی
mille bornes
میله بورن
mille ecrevisses
میله اکراویس
mille et une
میله و یک
mille fleurs
میله فلوئور
mille et un
میله و یک
mille voix
میله وای
mille couleurs
میله رنگ
mille rêves
میله رویا
mille pas
میله گام
she received a mille from her grandmother on her birthday.
او یک هزارتوی از مادربزرگش به مناسبت تولدش دریافت کرد.
the artist painted a mille of flowers in vibrant colors.
هنرمند تصویری از گلها را با رنگهای زنده نقاشی کرد.
he saved a mille to travel around the world.
او برای سفر در سراسر جهان پسانداز کرد.
the mille of stars in the night sky was breathtaking.
هزارتوی ستارهها در آسمان شب نفسگیر بود.
she wore a mille of pearls for the gala.
او برای مهمانی شام یک هزارتوی مروارید پوشید.
the mille of books in the library is impressive.
هزارتوی کتابها در کتابخانه قابل تحسین است.
they planted a mille of trees in the park.
آنها یک هزارتوی درخت را در پارک کاشتند.
he won a mille in the lottery last week.
او هفته گذشته یک هزارتوی در قرعهکشی برد.
the mille of options available made it hard to choose.
هزارتوی گزینههای موجود انتخاب را دشوار کرد.
she completed a mille of tasks before noon.
او قبل از ظهر یک هزارتوی وظیفه را انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید