millenniums

[ایالات متحده]/mɪˈlɛnɪəmz/
[بریتانیا]/mɪˈlɛnɪəmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هزار سال (جمع هزار ساله); دوره ای از هزار سال; هزاره; دورانی از خوشبختی آینده برای تمام بشریت

عبارات و ترکیب‌ها

millenniums pass

هزار سالها می‌گذرد

millenniums ago

هزار سال پیش

millenniums ahead

هزار سال آینده

millenniums old

هزار ساله

millenniums later

بعد از هزار سال

millenniums of history

هزار سال تاریخ

millenniums of change

هزار سال تغییر

millenniums of evolution

هزار سال تکامل

millenniums of culture

هزار سال فرهنگ

millenniums of time

هزار سال زمان

جملات نمونه

humans have inhabited this planet for millenniums.

انسان‌ها برای هزاره‌ها ساکن این سیاره بوده‌اند.

millenniums of evolution have shaped our species.

هزار سالن تکامل گونه ما را شکل داده است.

ancient civilizations thrived for millenniums.

تمدن‌های باستانی برای هزار سال شکوفا بودند.

millenniums of tradition can influence modern practices.

هزار سال سنت می‌تواند بر شیوه‌های مدرن تأثیر بگذارد.

we often overlook the impact of millenniums on culture.

ما اغلب تأثیر هزار سال بر فرهنگ را نادیده می‌گیریم.

millenniums of history are recorded in our books.

هزار سال تاریخ در کتاب‌های ما ثبت شده است.

some landmarks have stood for millenniums.

برخی از نقاط عطف برای هزار سال ایستاده‌اند.

millenniums of knowledge are passed down through generations.

هزار سال دانش از طریق نسل‌ها منتقل می‌شود.

humanity has faced challenges for millenniums.

بشریت برای هزار سال با چالش‌ها روبرو بوده است.

millenniums of climate change have affected our planet.

هزار سال تغییرات آب و هوایی بر سیاره ما تأثیر گذاشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید