microseconds

[ایالات متحده]/ˈmaɪkrəʊsɛkəndz/
[بریتانیا]/ˈmaɪkroʊˌsɛkəndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک میلیونیم ثانیه

عبارات و ترکیب‌ها

microseconds delay

تاخیر میکروثانیه

in microseconds

در میکروثانیه

microseconds accuracy

دقت میکروثانیه

microseconds response

پاسخ میکروثانیه

microseconds timing

زمانبندی میکروثانیه

microseconds interval

فاصله زمانی میکروثانیه

microseconds measurement

اندازه گیری میکروثانیه

microseconds precision

دقت میکروثانیه

microseconds scale

مقیاس میکروثانیه

microseconds clock

ساعت میکروثانیه

جملات نمونه

the computer processes data in microseconds.

کامپیوتر داده‌ها را در میکروثانیه پردازش می‌کند.

she can react to changes in microseconds.

او می‌تواند در میکروثانیه به تغییرات واکنش نشان دهد.

the timer measures intervals in microseconds.

تایمر فواصل را در میکروثانیه اندازه‌گیری می‌کند.

microseconds can make a difference in racing.

میکروثانیه می‌تواند در مسابقه تفاوت ایجاد کند.

his heart beats in microseconds during intense exercise.

ضربان قلب او در حین ورزش شدید در میکروثانیه است.

the technology operates with precision in microseconds.

این فناوری با دقت در میکروثانیه کار می‌کند.

we need to measure the reaction time in microseconds.

ما باید زمان واکنش را در میکروثانیه اندازه‌گیری کنیم.

microseconds are crucial in high-frequency trading.

میکروثانیه در معاملات با فرکانس بالا بسیار مهم است.

the device can detect changes in microseconds.

این دستگاه می‌تواند تغییرات را در میکروثانیه تشخیص دهد.

in computing, operations are completed in microseconds.

در محاسبات، عملیات‌ها در میکروثانیه تکمیل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید