millime meter
متر میلیمتر
millime scale
مقیاس میلیمتری
millime ruler
خط کش میلیمتری
millime gauge
اندازهگیر میلیمتری
millime measurement
اندازهگیری میلیمتری
millime conversion
تبدیل میلیمتر
millime accuracy
دقت میلیمتری
millime precision
دقت بالا میلیمتری
millime tool
ابزار میلیمتری
millime design
طراحی میلیمتری
the book measures 300 millimeters in length.
کتاب طول 300 میلیمتر دارد.
the precision of the instrument is measured in millimeters.
دقت دستگاه بر حسب میلیمتر اندازهگیری میشود.
the fabric is only a few millimeters thick.
پارچه فقط چند میلیمتر ضخامت دارد.
he adjusted the height by a millimeter.
او ارتفاع را به میزان یک میلیمتر تنظیم کرد.
the gap between the two pieces is just a millimeter.
فاصله بین دو قطعه فقط یک میلیمتر است.
the ruler is marked in both centimeters and millimeters.
خطکش به هر دو سانتیمتر و میلیمتر علامتگذاری شده است.
she measured the diameter to be 25 millimeters.
او قطر را 25 میلیمتر اندازهگیری کرد.
a millimeter can make a big difference in engineering.
یک میلیمتر میتواند در مهندسی تفاوت بزرگی ایجاد کند.
the distance was calculated to be 10 millimeters.
فاصله به میزان 10 میلیمتر محاسبه شد.
he needs a millimeter scale for his project.
او برای پروژهاش به یک خطکش میلیمتری نیاز دارد.
millime meter
متر میلیمتر
millime scale
مقیاس میلیمتری
millime ruler
خط کش میلیمتری
millime gauge
اندازهگیر میلیمتری
millime measurement
اندازهگیری میلیمتری
millime conversion
تبدیل میلیمتر
millime accuracy
دقت میلیمتری
millime precision
دقت بالا میلیمتری
millime tool
ابزار میلیمتری
millime design
طراحی میلیمتری
the book measures 300 millimeters in length.
کتاب طول 300 میلیمتر دارد.
the precision of the instrument is measured in millimeters.
دقت دستگاه بر حسب میلیمتر اندازهگیری میشود.
the fabric is only a few millimeters thick.
پارچه فقط چند میلیمتر ضخامت دارد.
he adjusted the height by a millimeter.
او ارتفاع را به میزان یک میلیمتر تنظیم کرد.
the gap between the two pieces is just a millimeter.
فاصله بین دو قطعه فقط یک میلیمتر است.
the ruler is marked in both centimeters and millimeters.
خطکش به هر دو سانتیمتر و میلیمتر علامتگذاری شده است.
she measured the diameter to be 25 millimeters.
او قطر را 25 میلیمتر اندازهگیری کرد.
a millimeter can make a big difference in engineering.
یک میلیمتر میتواند در مهندسی تفاوت بزرگی ایجاد کند.
the distance was calculated to be 10 millimeters.
فاصله به میزان 10 میلیمتر محاسبه شد.
he needs a millimeter scale for his project.
او برای پروژهاش به یک خطکش میلیمتری نیاز دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید