millinery

[ایالات متحده]/'mɪlɪnərɪ/
[بریتانیا]/'mɪlɪnɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صنعت تولید و فروش کلاه های زنانه.

جملات نمونه

He opens a high-class millinery establishment.

او یک موسسه کلاه‌دوزی درجه یک باز می‌کند.

She specializes in millinery, creating beautiful hats for special occasions.

او در طراحی و ساخت کلاه‌های زیبا برای مناسبت‌های خاص تخصص دارد.

The millinery shop offers a wide selection of stylish headwear.

فروشگاه طراحی کلاه، مجموعه‌ای گسترده از پوشیدنی‌های شیک سر ارائه می‌دهد.

I need to buy a new hat for the wedding. Let's visit the millinery store.

من نیاز دارم یک کلاه جدید برای عروسی بخرم. بیایید از فروشگاه طراحی کلاه دیدن کنیم.

Millinery is considered an art form that requires attention to detail.

طراحی کلاه به عنوان یک هنر در نظر گرفته می‌شود که نیاز به توجه به جزئیات دارد.

Her millinery designs are known for their elegance and sophistication.

طراحی‌های کلاه او به خاطر ظرافت و پیچیدگی‌شان شناخته شده‌اند.

The millinery industry has a long history dating back to the 18th century.

صنعت طراحی کلاه تاریخچه‌ای طولانی دارد که به قرن هجدهم بازمی‌گردد.

She took a millinery course to learn how to create her own hats.

او برای یادگیری نحوه ساختن کلاه‌های خود در یک دوره طراحی کلاه شرکت کرد.

The millinery designer showcased her latest collection at the fashion show.

طراح کلاه، جدیدترین مجموعه خود را در نمایشگاه مد به نمایش گذاشت.

I bought a beautiful fascinator from the local millinery shop.

من یک فاسیانه زیبا از فروشگاه طراحی کلاه محلی خریدم.

Millinery craftsmanship requires precision and skill to create intricate designs.

مهارت در طراحی کلاه نیاز به دقت و مهارت برای ایجاد طرح‌های پیچیده دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید