milliwatts

[ایالات متحده]/ˈmɪlɪwɒt/
[بریتانیا]/ˈmɪlɪˌwɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد قدرت برابر با یک هزارم وات

عبارات و ترکیب‌ها

milliwatt power

توان میلی‌وات

milliwatt laser

لیزر میلی‌وات

milliwatt output

خروجی میلی‌وات

milliwatt amplifier

تقویت‌کننده میلی‌وات

milliwatt meter

اندازه‌گیر میلی‌وات

milliwatt rating

رتبه بندی میلی‌وات

milliwatt sensor

حسگر میلی‌وات

milliwatt consumption

مصرف میلی‌وات

milliwatt range

محدوده میلی‌وات

milliwatt measurement

اندازه‌گیری میلی‌وات

جملات نمونه

the device consumes only a few milliwatts of power.

دستگاه تنها چند میلی‌وات توان مصرف می‌کند.

this led light operates at 10 milliwatts.

این چراغ LED با 10 میلی‌وات کار می‌کند.

he measured the output in milliwatts.

او خروجی را به میلی‌وات اندازه‌گیری کرد.

the laser has an intensity of 5 milliwatts.

لیزر دارای شدت 5 میلی‌وات است.

it is important to know the milliwatt rating of the device.

دانستن رتبه میلی‌وات دستگاه مهم است.

many wireless sensors operate at very low milliwatt levels.

بسیاری از سنسورهای بی‌سیم در سطوح بسیار پایین میلی‌وات کار می‌کنند.

the power supply provides a stable 100 milliwatts.

منبع تغذیه 100 میلی‌وات پایدار ارائه می‌دهد.

using less than 1 milliwatt, the system is energy efficient.

با استفاده از کمتر از 1 میلی‌وات، سیستم از نظر مصرف انرژی کارآمد است.

some bluetooth devices transmit at around 2.5 milliwatts.

برخی از دستگاه‌های بلوتوث در حدود 2.5 میلی‌وات ارسال می‌کنند.

the output power was measured in milliwatts for accuracy.

برای اطمینان، توان خروجی به میلی‌وات اندازه‌گیری شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید