millss

[ایالات متحده]/mɪlz/
[بریتانیا]/mɪlz/

ترجمه

adj. مربوط به بمب‌های میلز؛ بیضی شکل

عبارات و ترکیب‌ها

millss factory

کارخانه میلز

millss products

محصولات میلز

millss equipment

تجهیزات میلز

millss services

خدمات میلز

millss industry

صنعت میلز

millss technology

فناوری میلز

millss solutions

راه حل های میلز

millss team

تیم میلز

millss project

پروژه میلز

millss operations

عملیات میلز

جملات نمونه

many mills produce flour for local bakeries.

بسیاری از کارخانه‌ها آرد برای نانوایی‌های محلی تولید می‌کنند.

the old mills in the countryside are now tourist attractions.

آسیاب‌های قدیمی در روستاها اکنون جاذبه‌های توریستی هستند.

she visited several mills during her trip to the region.

او در طول سفر خود به منطقه از چندین کارخانه بازدید کرد.

some mills have been converted into restaurants.

برخی از کارخانه‌ها به رستوران تبدیل شده‌اند.

the mills by the river provide a picturesque view.

آسیاب‌های کنار رودخانه منظره‌ای زیبا ارائه می‌دهند.

he works at one of the oldest mills in the area.

او در یکی از قدیمی‌ترین کارخانه‌های منطقه کار می‌کند.

they are restoring the historic mills to preserve heritage.

آنها در حال بازسازی کارخانه‌های تاریخی برای حفظ میراث هستند.

windmills are a type of mills that use wind energy.

آسیاب‌های بادی نوعی کارخانه هستند که از انرژی باد استفاده می‌کنند.

the sound of the mills grinding is quite soothing.

صدای کارخانه‌های در حال آسیاب کردن بسیار آرامش‌بخش است.

local farmers depend on the mills for processing grain.

کشاورزان محلی برای فرآوری غلات به کارخانه‌ها وابسته هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید