turning millwheels
چرخ آسیابهای در حال چرخش
millwheels turning
چرخ آسیابهای در حال چرخش
ancient millwheels
چرخ آسیابهای باستانی
water-powered millwheels
چرخ آسیابهای آبی
millwheels in motion
چرخ آسیابهای در حرکت
millwheels grinding
چرخ آسیابهای در حال آسیاب کردن
rusty millwheels
چرخ آسیابهای زنگزدگی
historic millwheels
چرخ آسیابهای تاریخی
millwheels and gears
چرخ آسیاب و چرخدندهها
millwheels of time
چرخ آسیاب زمان
the old millwheels turned slowly in the river.
چرخهای آسیاب قدیمی به آرامی در رودخانه میچرخیدند.
we watched the millwheels as they ground the grain.
ما چرخهای آسیاب را تماشا میکردیم در حالی که غلات را آسیاب میکردند.
millwheels were once a vital part of rural life.
چرخهای آسیاب زمانی بخش مهمی از زندگی روستایی بودند.
he repaired the millwheels to restore the old mill.
او چرخهای آسیاب را تعمیر کرد تا آسیاب قدیمی را دوباره احیا کند.
millwheels can be powered by water or wind.
چرخهای آسیاب میتوانند توسط آب یا باد نیرو بگیرند.
the sound of the millwheels was calming and peaceful.
صدای چرخهای آسیاب آرامشبخش و دلپذیر بود.
children played near the millwheels on a sunny day.
کودکان در یک روز آفتابی نزدیک چرخهای آسیاب بازی میکردند.
many tourists visit the historical site of the millwheels.
بسیاری از گردشگران از مکان تاریخی چرخهای آسیاب بازدید میکنند.
the millwheels symbolize the connection between nature and industry.
چرخهای آسیاب نمادی از ارتباط بین طبیعت و صنعت هستند.
she sketched the millwheels for her art project.
او چرخهای آسیاب را برای پروژه هنری خود طراحی کرد.
turning millwheels
چرخ آسیابهای در حال چرخش
millwheels turning
چرخ آسیابهای در حال چرخش
ancient millwheels
چرخ آسیابهای باستانی
water-powered millwheels
چرخ آسیابهای آبی
millwheels in motion
چرخ آسیابهای در حرکت
millwheels grinding
چرخ آسیابهای در حال آسیاب کردن
rusty millwheels
چرخ آسیابهای زنگزدگی
historic millwheels
چرخ آسیابهای تاریخی
millwheels and gears
چرخ آسیاب و چرخدندهها
millwheels of time
چرخ آسیاب زمان
the old millwheels turned slowly in the river.
چرخهای آسیاب قدیمی به آرامی در رودخانه میچرخیدند.
we watched the millwheels as they ground the grain.
ما چرخهای آسیاب را تماشا میکردیم در حالی که غلات را آسیاب میکردند.
millwheels were once a vital part of rural life.
چرخهای آسیاب زمانی بخش مهمی از زندگی روستایی بودند.
he repaired the millwheels to restore the old mill.
او چرخهای آسیاب را تعمیر کرد تا آسیاب قدیمی را دوباره احیا کند.
millwheels can be powered by water or wind.
چرخهای آسیاب میتوانند توسط آب یا باد نیرو بگیرند.
the sound of the millwheels was calming and peaceful.
صدای چرخهای آسیاب آرامشبخش و دلپذیر بود.
children played near the millwheels on a sunny day.
کودکان در یک روز آفتابی نزدیک چرخهای آسیاب بازی میکردند.
many tourists visit the historical site of the millwheels.
بسیاری از گردشگران از مکان تاریخی چرخهای آسیاب بازدید میکنند.
the millwheels symbolize the connection between nature and industry.
چرخهای آسیاب نمادی از ارتباط بین طبیعت و صنعت هستند.
she sketched the millwheels for her art project.
او چرخهای آسیاب را برای پروژه هنری خود طراحی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید