millwheels

[ایالات متحده]/ˈmɪlwiːlz/
[بریتانیا]/ˈmɪlˌwils/

ترجمه

n. نوعی چرخ آب که در آسیاب‌ها استفاده می‌شود؛ چرخ آب

عبارات و ترکیب‌ها

turning millwheels

چرخ‌ آسیاب‌های در حال چرخش

millwheels turning

چرخ‌ آسیاب‌های در حال چرخش

ancient millwheels

چرخ‌ آسیاب‌های باستانی

water-powered millwheels

چرخ‌ آسیاب‌های آبی

millwheels in motion

چرخ‌ آسیاب‌های در حرکت

millwheels grinding

چرخ‌ آسیاب‌های در حال آسیاب کردن

rusty millwheels

چرخ‌ آسیاب‌های زنگ‌زدگی

historic millwheels

چرخ‌ آسیاب‌های تاریخی

millwheels and gears

چرخ‌ آسیاب و چرخ‌دنده‌ها

millwheels of time

چرخ‌ آسیاب زمان

جملات نمونه

the old millwheels turned slowly in the river.

چرخ‌های آسیاب قدیمی به آرامی در رودخانه می‌چرخیدند.

we watched the millwheels as they ground the grain.

ما چرخ‌های آسیاب را تماشا می‌کردیم در حالی که غلات را آسیاب می‌کردند.

millwheels were once a vital part of rural life.

چرخ‌های آسیاب زمانی بخش مهمی از زندگی روستایی بودند.

he repaired the millwheels to restore the old mill.

او چرخ‌های آسیاب را تعمیر کرد تا آسیاب قدیمی را دوباره احیا کند.

millwheels can be powered by water or wind.

چرخ‌های آسیاب می‌توانند توسط آب یا باد نیرو بگیرند.

the sound of the millwheels was calming and peaceful.

صدای چرخ‌های آسیاب آرامش‌بخش و دلپذیر بود.

children played near the millwheels on a sunny day.

کودکان در یک روز آفتابی نزدیک چرخ‌های آسیاب بازی می‌کردند.

many tourists visit the historical site of the millwheels.

بسیاری از گردشگران از مکان تاریخی چرخ‌های آسیاب بازدید می‌کنند.

the millwheels symbolize the connection between nature and industry.

چرخ‌های آسیاب نمادی از ارتباط بین طبیعت و صنعت هستند.

she sketched the millwheels for her art project.

او چرخ‌های آسیاب را برای پروژه هنری خود طراحی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید