waterwheel

[ایالات متحده]/'wɔ:təhwi:l/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آسیاب آبی؛ ماشین آب‌کشیدن
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the mill's internal waterwheel and gearing survive.

چرخ‌دنده‌ها و آسیاب داخلی آسیاب زنده مانده‌اند.

power from a waterwheel was used to grind cutlery.

از چرخ آب برای آسیاب کردن ظروف نقره استفاده می‌شد.

The waterwheel turned slowly in the river.

چرخ آب به آرامی در رودخانه می‌چرخید.

The waterwheel powered the mill to grind grains into flour.

چرخ آب آسیاب را برای آسیاب کردن غلات به آرد به حرکت در می‌آورد.

The old waterwheel creaked as it spun around.

چرخ آب قدیمی با چرخش خود صدا می‌داد.

The waterwheel is a traditional method of harnessing water's energy.

چرخ آب یک روش سنتی برای استفاده از انرژی آب است.

The waterwheel is an iconic symbol of rural industry.

چرخ آب یک نماد برجسته از صنعت روستایی است.

The waterwheel was used to irrigate the fields in ancient times.

در زمان‌های قدیم از چرخ آب برای آبیاری مزارع استفاده می‌شد.

The waterwheel was essential for powering machinery in the past.

چرخ آب برای تامین انرژی ماشین‌آلات در گذشته ضروری بود.

The waterwheel is a fascinating piece of engineering from history.

چرخ آب یک قطعه مهندسی جالب از تاریخ است.

The waterwheel generated electricity for the village.

چرخ آب برق مورد نیاز روستا را تولید می‌کرد.

The waterwheel is a sustainable source of renewable energy.

چرخ آب یک منبع پایدار از انرژی تجدیدپذیر است.

نمونه‌های واقعی

The waterwheel also powers grinding stones.

چرخ آب همچنین نیروی آسیاب‌ها را تامین می‌کند.

منبع: Uncle Rich takes you on a trip to Europe.

We're doing a three-picture deal about his waterwheel.

ما در حال انجام یک قرارداد سه‌تصویری در مورد آسیاب آب او هستیم.

منبع: BoJack Horseman Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید