milometer

[ایالات متحده]/ˈmɪl.əʊ.mɪ.tər/
[بریتانیا]/ˈmɪl.əˌmiː.tər/

ترجمه

n. دستگاهی که مسافت پیموده شده توسط یک وسیله نقلیه را اندازه‌گیری می‌کند؛ ابزاری برای اندازه‌گیری مسافت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

milometer reading

خواندن میلی‌متر

milometer calibration

کالیبراسیون میلی‌متر

milometer error

خطای میلی‌متر

milometer check

بررسی میلی‌متر

milometer function

عملکرد میلی‌متر

milometer installation

نصب میلی‌متر

milometer replacement

تعویض میلی‌متر

milometer display

نمایش میلی‌متر

milometer unit

واحد میلی‌متر

milometer system

سیستم میلی‌متر

جملات نمونه

the car's mileage is measured in kilometers and milometers.

کارکردِ خودرو بر حسب کیلومتر و میلی‌متر اندازه‌گیری می‌شود.

he drove 100 milometers to reach the destination.

او برای رسیدن به مقصد ۱۰۰ میلی‌متر رانندگی کرد.

the road trip covered over 500 milometers.

سفر جاده‌ای بیش از ۵۰۰ میلی‌متر را پوشش داد.

make sure to check the milometer before the journey.

حتماً قبل از سفر کیلومتر شمار را بررسی کنید.

we need to refuel after driving 200 milometers.

ما بعد از رانندگی ۲۰۰ میلی‌متر به سوخت نیاز داریم.

the milometer indicated a distance of 300 milometers.

کیلومتر شمار نشان داد که مسافتی ۳۰۰ میلی‌متر وجود دارد.

he reset the milometer at the start of the trip.

او کیلومتر شمار را در ابتدای سفر ریست کرد.

the milometer is an essential part of the vehicle.

کیلومتر شمار یک بخش ضروری خودرو است.

she recorded the milometer reading daily.

او به طور روزانه میزان کیلومتر شمار را ثبت کرد.

they compared their milometer readings after the race.

آنها پس از مسابقه میزان کیلومتر شمار خود را با هم مقایسه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید