mindlessnesses

[ایالات متحده]/ˈmaɪndləsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmaɪndləsnəsɪz/

ترجمه

n. عدم توجه یا مراقبت؛ عدم فعالیت یا آگاهی ذهنی

عبارات و ترکیب‌ها

mindlessnesses abound

حضور فراوان بی‌فکری

mindlessnesses in society

بی‌فکری در جامعه

mindlessnesses of routine

بی‌فکری در امور روتین

mindlessnesses in thinking

بی‌فکری در تفکر

mindlessnesses of habits

بی‌فکری در عادت‌ها

mindlessnesses in action

بی‌فکری در عمل

mindlessnesses of culture

بی‌فکری در فرهنگ

mindlessnesses of distractions

بی‌فکری در حواس‌پرتی‌ها

mindlessnesses in choices

بی‌فکری در انتخاب‌ها

mindlessnesses of technology

بی‌فکری در مورد فناوری

جملات نمونه

his mindlessnesses often lead to mistakes at work.

نادیدگی‌های او اغلب منجر به اشتباهات در محل کار می‌شود.

we should be aware of our mindlessnesses in daily tasks.

ما باید از نادیدگی‌های خود در کارهای روزمره آگاه باشیم.

mindlessnesses can affect our relationships negatively.

نادیدگی‌ها می‌توانند تأثیر منفی بر روابط ما داشته باشند.

she often reflects on her mindlessnesses during meditation.

او اغلب در طول مدیتیشن به نادیدگی‌های خود فکر می‌کند.

mindlessnesses in driving can lead to accidents.

نادیدگی‌ها در رانندگی می‌تواند منجر به تصادف شود.

addressing our mindlessnesses is crucial for personal growth.

رسیدگی به نادیدگی‌های ما برای رشد شخصی بسیار مهم است.

he tries to minimize his mindlessnesses by staying present.

او سعی می‌کند با حضور ذهن، نادیدگی‌های خود را به حداقل برساند.

her mindlessnesses during the meeting were embarrassing.

نادیدگی‌های او در طول جلسه شرم‌آور بود.

recognizing our mindlessnesses can enhance our mindfulness.

تشخیص نادیدگی‌های ما می‌تواند ذهن‌آگاهی ما را افزایش دهد.

mindlessnesses often arise from routine and boredom.

نادیدگی‌ها اغلب از تکرار و کسالت نشأت می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید