minefields

[ایالات متحده]/ˈmaɪnfiːldz/
[بریتانیا]/ˈmaɪnfiːldz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مناطق کاشته شده با مین‌های انفجاری; چیزهایی پر از خطرات پنهان

عبارات و ترکیب‌ها

minefields ahead

مین‌فیلدهای پیش رو

navigate minefields

عبور از مین‌فیلدها

minefields detected

تشخیص مین‌فیلدها

avoid minefields

اجتناب از مین‌فیلدها

minefields cleared

مین‌فیلدها پاکسازی شده

minefields mapped

نقشه برداری از مین‌فیلدها

minefields identified

شناسایی مین‌فیلدها

minefields surveyed

بررسی مین‌فیلدها

minefields reported

گزارش مین‌فیلدها

minefields located

مین‌فیلدها واقع شده

جملات نمونه

walking through the minefields of life can be challenging.

قدم گذاشتن در میدان‌های مین زندگی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he navigated the minefields of corporate politics successfully.

او با موفقیت در میان میدان‌های مین سیاست‌های شرکتی حرکت کرد.

minefields can pose serious dangers to soldiers.

میدان‌های مین می‌توانند خطرات جدی برای سربازان ایجاد کنند.

they cleared the minefields before advancing.

آنها قبل از پیشروی، میدان‌های مین را پاکسازی کردند.

understanding the minefields of emotional relationships is crucial.

درک میدان‌های مین روابط عاطفی بسیار مهم است.

she felt like she was walking through a minefield during the meeting.

او احساس می‌کرد در طول جلسه در حال قدم گذاشتن در یک میدان مین است.

minefields are often left behind after conflicts.

میدان‌های مین اغلب پس از درگیری‌ها رها می‌شوند.

he avoided the minefields of debt by budgeting wisely.

او با بودجه‌بندی هوشمندانه از میدان‌های مین بدهی اجتناب کرد.

political discussions can feel like navigating minefields.

بحث‌های سیاسی می‌توانند مانند پیمایش در میدان‌های مین احساس شوند.

she carefully stepped through the minefields of her past mistakes.

او با دقت از میان میدان‌های مین اشتباهات گذشته‌اش قدم برداشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید