minicab

[ایالات متحده]/'mɪnɪkæb/
[بریتانیا]/'mɪnɪkæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خدمات تاکسی در مقیاس کوچک
Word Forms
جمعminicabs

جملات نمونه

Hello, I'd like to book a minicab, please.

سلام، می‌خواهم یک کابین کوچک رزرو کنم، لطفاً.

Neil is starting a minicab business; I do hope he makes a go of it.

نیل در حال شروع یک کسب و کار ون است؛ امیدوارم موفق شود.

نمونه‌های واقعی

Minicab companies have their own, similar, apps.

شرکت‌های Minicab دارای برنامه‌های مشابه خود هستند.

منبع: The Economist (Summary)

Many of its recommendations will boost minicabs outside London.

بسیاری از توصیه‌های آن، مینی‌کاب‌ها را خارج از لندن تقویت خواهد کرد.

منبع: The Economist (Summary)

But in the same period the number of minicab drivers in London jumped by 19%, to 67,000.

اما در همین مدت، تعداد رانندگان مینی‌کاب در لندن 19 درصد افزایش یافت و به 67000 رسید.

منبع: The Economist (Summary)

The next day, they set off taking a minibus and minicab.

روز بعد، آنها با یک ون و مینی‌کاب راهی شدند.

منبع: Pan Pan

The Uber case is one of a number currently before the UK courts, involving not just minicab firms like Addison Lee, but some of the many delivery groups that have proliferated on streets during the pandemic.

پرونده Uber یکی از موارد متعددی است که در حال حاضر در دادگاه‌های بریتانیا در جریان است، شامل نه تنها شرکت‌های مینی‌کاب مانند Addison Lee، بلکه برخی از گروه‌های تحویل متعددی که در طول همه‌گیری در خیابان‌ها گسترش یافته‌اند.

منبع: 23 Jian, 80 Articles

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید