miniver

[ایالات متحده]/ˈmɪn.ɪ.vər/
[بریتانیا]/ˈmɪn.ɪ.vɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست سمور; خز سمور یا سابل; سمور
Word Forms
جمعminivers

عبارات و ترکیب‌ها

miniver fur

گربه پوست

miniver cloak

شنل خز

miniver trim

آلنگدان خز

miniver cape

شنل خز

miniver lining

آستر خز

miniver coat

پالتوی خز

miniver hat

کلاه خز

miniver gown

لباس خز

miniver edges

لبه های خز

miniver accessories

لوازم جانبی خز

جملات نمونه

she wore a beautiful coat made of miniver.

او یک کت زیبا از جنس مینیور پوشید.

miniver was often used in royal garments.

مینیور اغلب در لباس‌های سلطنتی استفاده می‌شد.

he admired the luxurious feel of the miniver lining.

او بافت لوکس داخلی مینیور را تحسین کرد.

miniver is known for its soft texture and warmth.

مینیور به دلیل بافت نرم و گرمای آن شناخته شده است.

the fashion show featured models in miniver capes.

نمایش مد شامل مدل‌هایی با شنل‌های مینیور بود.

historically, miniver was a symbol of nobility.

در طول تاریخ، مینیور نمادی از اشراف بود.

she decided to invest in a miniver stole for winter.

او تصمیم گرفت برای زمستان یک شنل مینیور بخرد.

miniver fur is often combined with other materials.

پوست مینیور اغلب با مواد دیگر ترکیب می‌شود.

the historical significance of miniver cannot be overlooked.

اهمیت تاریخی مینیور را نمی‌توان نادیده گرفت.

he gifted her a miniver-lined handbag for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد یک کیف دستی با آستر مینیور به او داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید