minny

[ایالات متحده]/ˈmɪni/
[بریتانیا]/ˈmɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماهی کوچک از خانواده کپور
Word Forms
جمعminnies

عبارات و ترکیب‌ها

minny mouse

گربه کوچک

minny moments

لحظات کوچک

minny dress

لباس مینی

minny party

مهمانی مینی

minny cake

کیک مینی

minny gifts

هدیه های مینی

minny toys

اسباب بازی های مینی

minny shoes

کفش های مینی

minny games

بازی های مینی

minny bags

کیف های مینی

جملات نمونه

minny loves to bake cookies for her friends.

مین نی عاشق پختن کوکی برای دوستانش است.

she has a minny collection of rare stamps.

او مجموعه ای کوچک از تمبرهای کمیاب دارد.

minny enjoys painting in her free time.

مین نی از نقاشی کردن در اوقات فراغت لذت می برد.

her minny garden is full of colorful flowers.

باغ کوچک او پر از گل های رنگارنگ است.

minny often goes for long walks in the park.

مین نی اغلب برای پیاده روی طولانی در پارک می رود.

she has a minny dog that follows her everywhere.

او یک سگ کوچک دارد که همه جا او را دنبال می کند.

minny's favorite book is about adventure.

کتاب مورد علاقه مین نی درباره ماجراجویی است.

her minny apartment is decorated with plants.

آپارتمان کوچک او با گیاهان تزئین شده است.

minny dreams of traveling around the world.

مین نی رویای سفر در سراسر جهان را دارد.

she has a minny collection of vintage toys.

او مجموعه ای کوچک از اسباب بازی های قدیمی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید