minuses

[ایالات متحده]/ˈmaɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmaɪnəsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع منفی؛ علامت منفی؛ معایب؛ نارسایی

عبارات و ترکیب‌ها

pros and minuses

مزایا و معایب

minuses and pluses

معایب و مزایا

minuses outweigh benefits

معایب برتری بر مزایا دارند

list of minuses

لیست معایب

consider the minuses

معایب را در نظر بگیرید

minuses to consider

معایبی که باید در نظر گرفته شوند

minuses involved

معایب دخیل

minuses of change

معایب تغییر

minuses in decision

معایب در تصمیم گیری

weighing minuses

وزن دادن به معایب

جملات نمونه

there are many minuses to living in a big city.

زندگی در یک شهر بزرگ مضرات زیادی دارد.

we need to weigh the minuses against the benefits.

ما باید مضرات را در برابر مزایا وزن کنیم.

one of the minuses of this job is the long hours.

یکی از مضرات این شغل ساعات طولانی است.

he listed the minuses of the proposal during the meeting.

او مضرات پیشنهاد را در طول جلسه فهرست کرد.

despite its minuses, many people still choose to live here.

با وجود مضرات آن، بسیاری از مردم هنوز تصمیم می گیرند اینجا زندگی کنند.

we should consider the minuses before making a decision.

ما باید قبل از تصمیم گیری مضرات را در نظر بگیریم.

the minuses of the plan were clear to everyone.

مضرات طرح برای همه آشکار بود.

she pointed out the minuses of the new policy.

او مضرات سیاست جدید را نشان داد.

understanding the minuses can help in planning better.

درک مضرات می تواند به برنامه ریزی بهتر کمک کند.

he accepted the job despite its minuses.

او با وجود مضرات آن شغل را پذیرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید