minx

[ایالات متحده]/mɪŋks/
[بریتانیا]/mɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک زن بازیگوش، یک زن فریبنده، یک زن هوسران، یک زن فاحشه.

عبارات و ترکیب‌ها

sly minx

چند زن حیله‌گر

playful minx

چند زن بازیگوش

جملات نمونه

The minx, miny and minz values are the minimum extents on each axis, the maxx, maxy and maxz values are the maximum extents on each axis.

مقادیر minx، miny و minz مقادیر حداقل در هر محور هستند، مقادیر maxx، maxy و maxz مقادیر حداکثر در هر محور هستند.

She's quite the little minx, always getting her way.

او یک دختر کوچک شرور است، همیشه کار خود را انجام می‌دهد.

The playful minx teased her classmates during recess.

دختر کوچک شیطان در زمان استراحت از همکلاسی‌های خود کِز می‌کرد.

He couldn't resist her charms, calling her a minx with a smile.

او نمی‌توانست در برابر جذابیت‌های او مقاومت کند و با لبخند او را یک دختر شیطان صدا کرد.

The sly minx managed to sneak out of the house without anyone noticing.

دختر شیطان با زیرکی از خانه بیرون رفت بدون اینکه کسی متوجه شود.

She's a real minx when it comes to flirting with boys.

وقتی صحبت از flirt کردن با پسرها می‌شود، او واقعاً یک دختر شیطان است.

The mischievous minx played pranks on her siblings all afternoon.

دختر شیطان در طول بعد از ظهر برای خواهر و برادرانش شوخی بازی کرد.

Her minx-like behavior often lands her in trouble.

رفتار دختر شیطان مانند او اغلب باعث می‌شود در دردسر بیفتد.

The cunning minx outsmarted her opponents in the game.

دختر شیطان باهوش حریفان خود را در بازی فریب داد.

Despite her innocent appearance, she had a minx-like personality.

با وجود ظاهر بی‌گناهش، او شخصیتی دختر شیطان مانند داشت.

He jokingly called her a minx for always finding a way to get what she wanted.

او به شوخی او را یک دختر شیطان صدا کرد، زیرا همیشه راهی برای به دست آوردن خواسته‌هایش پیدا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید