miring

[ایالات متحده]/ˈmaɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmaɪərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری mire

عبارات و ترکیب‌ها

miring mud

گل و لای

miring water

آب گل‌آلود

miring situation

وضعیت دشوار

miring issues

مشکلات

miring thoughts

افکار

miring challenges

چالش‌ها

miring problems

مسائل

miring depths

اعماق

miring fears

ترس‌ها

miring doubts

شک‌ها

جملات نمونه

he is miring in his own problems.

او درگیر مشکلات خودش شده است.

she found herself miring in a difficult situation.

او خود را در یک وضعیت دشوار درگیر یافت.

the project is miring in delays.

پروژه درگیر تاخیرها شده است.

they are miring in debt after the investment.

آنها پس از سرمایه گذاری درگیر بدهی شده اند.

he was miring in the details and lost track of time.

او درگیر جزئیات شد و ریتم زمان را از دست داد.

the team is miring in endless meetings.

تیم درگیر جلسات بی پایان است.

she felt like she was miring in confusion.

او احساس می کرد که درگیر سردرگمی است.

the company is miring in legal issues.

شرکت درگیر مسائل حقوقی است.

he is miring in self-doubt.

او درگیر تردید در خود است.

they are miring in the complexities of the project.

آنها درگیر پیچیدگی های پروژه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید