misalign

[ایالات متحده]/ˌmɪs.əˈlaɪn/
[بریتانیا]/ˌmɪs.əˈlaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور نادرست قرار دادن یا تنظیم کردن
n. وضعیت ناهماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

misalign parts

ناهمترازی قطعات

misalign goals

ناهمترازی اهداف

misalign expectations

ناهمترازی انتظارات

misalign strategies

ناهمترازی استراتژی‌ها

misalign interests

ناهمترازی منافع

misalign values

ناهمترازی ارزش‌ها

misalign priorities

ناهمترازی اولویت‌ها

misalign objectives

ناهمترازی اهداف

misalign resources

ناهمترازی منابع

misalign efforts

ناهمترازی تلاش‌ها

جملات نمونه

the wheels may misalign if you hit a pothole.

چرخ‌ها ممکن است در صورت برخورد با گودال‌ها از هم جدا شوند.

misaligning the gears can cause mechanical failure.

ناهم‌راستای دنده‌ها می‌تواند باعث خرابی مکانیکی شود.

it’s important to check for misalignment in the structure.

بررسی عدم هم‌راستایی در ساختار مهم است.

misalign the components and the device won't work.

قطعات را ناهم‌راستا کنید و دستگاه کار نخواهد کرد.

regular maintenance can prevent parts from misaligning.

تعویض منظم قطعات می‌تواند از جدا شدن قطعات جلوگیری کند.

misalignment in the printer can cause paper jams.

ناهم‌راستایی در چاپگر می‌تواند باعث گیر کردن کاغذ شود.

when the frame misaligns, it affects the overall stability.

هنگامی که قاب ناهم‌راستا می‌شود، بر ثبات کلی تأثیر می‌گذارد.

they noticed the shelves misalign after the earthquake.

آنها متوجه شدند که پس از زلزله قفسه‌ها از هم جدا شده‌اند.

it’s easy to misalign the tiles during installation.

هنگام نصب، به راحتی می‌توان کاشی‌ها را ناهم‌راستا کرد.

misaligning the data can lead to inaccurate results.

ناهم‌راستای داده‌ها می‌تواند منجر به نتایج نادرست شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید