misaligned goals
اهداف نامتراکم
misaligned priorities
اولویتهای نامتراکم
misaligned expectations
انتظارات نامتراکم
misaligned strategy
استراتژی نامتراکم
misaligned efforts
تلاشهای نامتراکم
misaligned resources
منابع نامتراکم
misaligned values
ارزشهای نامتراکم
misaligned teams
تیمهای نامتراکم
misaligned metrics
معیارهای نامتراکم
misaligned feedback
بازخورد نامتراکم
the gears in the machine are misaligned.
چرخدندهای ماشین از هم خارج شدهاند.
her goals seem misaligned with the company's vision.
به نظر میرسد اهداف او با چشمانداز شرکت همسو نیستند.
we need to fix the misaligned components.
ما باید قطعات ناهمراستا را تعمیر کنیم.
his priorities are misaligned with what he says.
اولویتهای او با آنچه میگوید همخوانی ندارد.
the picture on the wall is misaligned.
تصویر روی دیوار کج است.
misaligned expectations can lead to disappointment.
انتظارات ناهمگون میتواند منجر به ناامیدی شود.
the project suffered due to misaligned team efforts.
به دلیل تلاشهای ناهمگون تیم، پروژه دچار مشکل شد.
check if the sensors are misaligned.
بررسی کنید که آیا سنسورها ناهمراستا هستند یا خیر.
misaligned strategies can hinder progress.
استراتژیهای ناهمگون میتوانند پیشرفت را مختل کنند.
the tires on the car are misaligned.
لاستیکهای ماشین ناهمراستا هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید