misalignments

[ایالات متحده]/[ˌmɪs.əlˈaɪn.mənts]/
[بریتانیا]/[ˌmɪs.əlˈaɪn.mənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت یا شرایطی که به درستی تراز نیستند؛ موارد عدم تراز؛ در زمینه داده‌ها، مغایرت‌ها یا عدم تطابق‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

addressing misalignments

رفع عدم تطابق

identifying misalignments

تشخیص عدم تطابق

correcting misalignments

اصلاح عدم تطابق

analyzing misalignments

تجزیه و تحلیل عدم تطابق

detecting misalignments

تشخیص عدم تطابق

minimize misalignments

حداقل کردن عدم تطابق

avoid misalignments

اجتناب از عدم تطابق

significant misalignments

عدم تطابق قابل توجه

minor misalignments

عدم تطابق جزئی

existing misalignments

عدم تطابق موجود

جملات نمونه

the team identified several misalignments between the project goals and the current strategy.

تیم چندین عدم تطابق بین اهداف پروژه و استراتژی فعلی شناسایی کرد.

regular calibration checks help minimize misalignments in the laser cutting system.

بررسی‌های منظم کالیبراسیون به حداقل رساندن عدم تطابق‌ها در سیستم برش لیزری کمک می‌کند.

we need to address these misalignments in our messaging to resonate with the target audience.

ما باید این عدم تطابق‌ها را در پیام‌رسانی خودمان برطرف کنیم تا با مخاطب هدف همخوانی داشته باشد.

the data revealed significant misalignments between stated values and actual behavior.

داده‌ها نشان دادند که عدم تطابق‌های قابل توجهی بین ارزش‌های اعلام شده و رفتار واقعی وجود دارد.

correcting these misalignments is crucial for ensuring the long-term success of the initiative.

اصلاح این عدم تطابق‌ها برای اطمینان از موفقیت بلندمدت ابتکار عمل بسیار مهم است.

the engineer carefully checked for any misalignments in the engine components.

مهندس به دقت برای هرگونه عدم تطابق در اجزای موتور بررسی کرد.

these misalignments in policy could lead to unintended consequences for the community.

این عدم تطابق‌ها در سیاست می‌تواند منجر به عواقب ناخواسته برای جامعه شود.

the report highlighted misalignments between the budget and the actual expenses incurred.

گزارش عدم تطابق بین بودجه و هزینه‌های واقعی متحمل شده را برجسته کرد.

addressing the misalignments in our organizational structure is a priority for the new ceo.

برطرف کردن عدم تطابق‌ها در ساختار سازمانی ما، اولویت مدیرعامل جدید است.

the software detected misalignments in the satellite imagery, requiring further analysis.

نرم‌افزار عدم تطابق‌ها را در تصاویر ماهواره‌ای تشخیص داد و نیاز به تجزیه و تحلیل بیشتر داشت.

we found misalignments in the historical records, prompting a deeper investigation.

ما عدم تطابق‌ها را در سوابق تاریخی یافتیم که باعث بررسی عمیق‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید