misdescriptions

[ایالات متحده]/ˌmɪsdɪsˈkrɪpʃən/
[بریتانیا]/ˌmɪsdɪsˈkrɪpʃən/

ترجمه

n. یک توصیف نادرست یا گمراه کننده

عبارات و ترکیب‌ها

misdescription issue

مشکل شرح نادرست

misdescription claim

ادعای شرح نادرست

misdescription error

خطای شرح نادرست

misdescription risk

ریسک شرح نادرست

misdescription report

گزارش شرح نادرست

misdescription notice

اطلاع‌رسانی شرح نادرست

misdescription case

موارد شرح نادرست

misdescription review

بررسی شرح نادرست

misdescription analysis

تجزیه و تحلیل شرح نادرست

misdescription policy

سیاست شرح نادرست

جملات نمونه

the misdescription of the product led to many customer complaints.

اشتباه‌نمایی محصول منجر به شکایات بسیاری از مشتریان شد.

due to a misdescription in the advertisement, many people were misled.

به دلیل یک توصیف نادرست در تبلیغات، بسیاری از مردم فریب خوردند.

the report contained a serious misdescription of the events.

گزارش حاوی یک توصیف نادرست جدی از وقایع بود.

they filed a lawsuit over the misdescription of the service.

آنها به دلیل توصیف نادرست خدمات، دادخواست کردند.

a misdescription can damage a company's reputation.

یک توصیف نادرست می‌تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند.

he apologized for the misdescription in his previous statement.

او برای توصیف نادرست در اظهارات قبلی خود عذرخواهی کرد.

the misdescription of the ingredients caused a health scare.

توصیف نادرست مواد باعث ایجاد ترس از سلامتی شد.

she noticed a misdescription in the catalog and reported it.

او متوجه شد که در کاتالوگ یک توصیف نادرست وجود دارد و آن را گزارش کرد.

correcting the misdescription was essential for customer trust.

اصلاح توصیف نادرست برای جلب اعتماد مشتریان ضروری بود.

the misdescription resulted in a significant loss of sales.

توصیف نادرست منجر به کاهش قابل توجه فروش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید