avoid misdirections
پرهیز از ابهامات
follow misdirections
تبع کردن ابهامات
initial misdirections
ابهامات اولیه
prevent misdirections
جلوگیری از ابهامات
detect misdirections
تشخیص ابهامات
counter misdirections
مقابله با ابهامات
complex misdirections
ابهامات پیچیده
clearing misdirections
پاک کردن ابهامات
analyzing misdirections
تحلیل ابهامات
identifying misdirections
شناسایی ابهامات
the detective skillfully used misdirections to confuse the suspect.
detective به خوبی از وانمودهای گمراه کننده استفاده کرد تا مشکوک را گمراه کند.
careful analysis revealed the numerous misdirections in the report.
تحلیل دقتآمیز نشان داد که گزارش پر از وانمودهای گمراهکننده است.
the politician's speech was full of clever misdirections.
سخنرانی سیاستمدار پر از وانمودهای گمراهکننده هوشمند بود.
we need to cut through the misdirections and get to the truth.
ما باید از وانمودهای گمراهکننده عبور کرده و به واقعیت برسیم.
the author employed several misdirections to create suspense.
نویسنده از چندین وانمود گمراهکننده برای ایجاد انتظار استفاده کرد.
don't fall for their misdirections; they're trying to mislead you.
به وانمودهای آنها گیر نکنید؛ آنها سعی در گمراه کردن شما را دارند.
the trail of misdirections led us further away from the goal.
ردیف وانمودهای گمراهکننده ما را دورتر از هدف گذاشت.
he countered the accusations with a series of strategic misdirections.
او با سری از وانمودهای استراتژیکی به اتهامات پاسخ داد.
the company's marketing campaign relied heavily on visual misdirections.
کمپین بازاریابی شرکت به طور چشمگیری بر روی وانمودهای بصری مبتنی بود.
the maze was designed with numerous misdirections and dead ends.
لبههای بازی با چندین وانمود گمراهکننده و پایانهای گم شده طراحی شده بود.
despite the misdirections, she remained focused on her objective.
با وجود وانمودهای گمراهکننده، او روی هدف خود متمرکز ماند.
avoid misdirections
پرهیز از ابهامات
follow misdirections
تبع کردن ابهامات
initial misdirections
ابهامات اولیه
prevent misdirections
جلوگیری از ابهامات
detect misdirections
تشخیص ابهامات
counter misdirections
مقابله با ابهامات
complex misdirections
ابهامات پیچیده
clearing misdirections
پاک کردن ابهامات
analyzing misdirections
تحلیل ابهامات
identifying misdirections
شناسایی ابهامات
the detective skillfully used misdirections to confuse the suspect.
detective به خوبی از وانمودهای گمراه کننده استفاده کرد تا مشکوک را گمراه کند.
careful analysis revealed the numerous misdirections in the report.
تحلیل دقتآمیز نشان داد که گزارش پر از وانمودهای گمراهکننده است.
the politician's speech was full of clever misdirections.
سخنرانی سیاستمدار پر از وانمودهای گمراهکننده هوشمند بود.
we need to cut through the misdirections and get to the truth.
ما باید از وانمودهای گمراهکننده عبور کرده و به واقعیت برسیم.
the author employed several misdirections to create suspense.
نویسنده از چندین وانمود گمراهکننده برای ایجاد انتظار استفاده کرد.
don't fall for their misdirections; they're trying to mislead you.
به وانمودهای آنها گیر نکنید؛ آنها سعی در گمراه کردن شما را دارند.
the trail of misdirections led us further away from the goal.
ردیف وانمودهای گمراهکننده ما را دورتر از هدف گذاشت.
he countered the accusations with a series of strategic misdirections.
او با سری از وانمودهای استراتژیکی به اتهامات پاسخ داد.
the company's marketing campaign relied heavily on visual misdirections.
کمپین بازاریابی شرکت به طور چشمگیری بر روی وانمودهای بصری مبتنی بود.
the maze was designed with numerous misdirections and dead ends.
لبههای بازی با چندین وانمود گمراهکننده و پایانهای گم شده طراحی شده بود.
despite the misdirections, she remained focused on her objective.
با وجود وانمودهای گمراهکننده، او روی هدف خود متمرکز ماند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید