misplays

[ایالات متحده]/mɪsˈpleɪz/
[بریتانیا]/mɪsˈpleɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به طور نادرست بازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misplays the game

بازی را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the strategy

استراتژی را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the move

حرکت را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the card

کارت را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the role

نقش را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the situation

شرایط را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the chance

شانس را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the opportunity

فرصت را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the advantage

مزیت را به درستی انجام نمی‌دهد

misplays the defense

دفاع را به درستی انجام نمی‌دهد

جملات نمونه

he misplays the ball during the game.

او توپ را در حین بازی به اشتباه انجام می‌دهد.

she misplays her chances in the competition.

او شانس‌های خود را در مسابقه به اشتباه انجام می‌دهد.

the team misplays their strategy against the rivals.

تیم استراتژی خود را در برابر رقبای خود به اشتباه انجام می‌دهد.

he often misplays the guitar chords.

او اغلب آکورد گیتار را به اشتباه انجام می‌دهد.

they misplay their roles in the project.

آنها نقش‌های خود را در پروژه به اشتباه انجام می‌دهند.

she misplays her emotions in the relationship.

او احساسات خود را در رابطه به اشتباه انجام می‌دهد.

the actor misplays his character in the film.

بازیگر شخصیت خود را در فیلم به اشتباه انجام می‌دهد.

he misplays his opportunity to impress the boss.

او فرصت خود را برای تحت تاثیر قرار دادن رئیس به اشتباه انجام می‌دهد.

the chess player misplays his opening move.

بازیکن شطرنج حرکت آغازین خود را به اشتباه انجام می‌دهد.

she misplays the situation and makes it worse.

او وضعیت را به اشتباه انجام می‌دهد و آن را بدتر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید