performs

[ایالات متحده]/[pəˈfɔːmz]/
[بریتانیا]/[pərˈfɔːrmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. انجام دادن یا به انجام رساندن یک وظیفه یا عمل؛ ارائه یک اجرا، مانند یک نمایش یا کنسرت؛ کار کردن یا عملیاتی کردن؛ دستیابی به یک استاندارد یا سطح خاص.

عبارات و ترکیب‌ها

performs well

به خوبی عمل می‌کند

performed admirably

به شایستگی انجام شد

performs a role

یک نقش ایفا می‌کند

performs duties

وظایف را انجام می‌دهد

performs tasks

وظایف را انجام می‌دهد

performing arts

هنرهای نمایشی

performs surgery

جراحی انجام می‌دهد

performs research

تحقیق انجام می‌دهد

performed previously

قبلاً انجام شده بود

performs beautifully

به زیبایی انجام می‌دهد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید