misrules

[ایالات متحده]/ˌmɪsˈruːlz/
[بریتانیا]/ˌmɪsˈrulz/

ترجمه

v. به بدی حکومت کردن یا سلطنت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

misrules apply

قوانین نادرست اعمال می‌شوند

misrules occur

قوانین نادرست رخ می‌دهند

misrules affect

قوانین نادرست بر اثر می‌گذارند

misrules govern

قوانین نادرست حکومت می‌کنند

misrules exist

قوانین نادرست وجود دارند

misrules lead

قوانین نادرست منجر می‌شوند

misrules dictate

قوانین نادرست تعیین می‌کنند

misrules challenge

قوانین نادرست به چالش می‌کشند

misrules highlight

قوانین نادرست برجسته می‌کنند

misrules undermine

قوانین نادرست تضعیف می‌کنند

جملات نمونه

the team misrules during the game, leading to a loss.

تیم در طول بازی اشتباه می‌کند و در نتیجه بازی را می‌بازد.

misrules in the organization can create chaos.

اشتباهات در سازمان می‌تواند باعث هرج و مرج شود.

he often misrules his projects, causing delays.

او اغلب پروژه‌های خود را به درستی مدیریت نمی‌کند و باعث تاخیر می‌شود.

misrules can undermine the authority of leaders.

اشتباهات می‌تواند اقتدار رهبران را تضعیف کند.

she misrules the budget, resulting in overspending.

او بودجه را به درستی مدیریت نمی‌کند و در نتیجه باعث هزینه‌های اضافی می‌شود.

the company misrules its resources, affecting productivity.

شرکت منابع خود را به درستی مدیریت نمی‌کند و بر بهره‌وری تأثیر می‌گذارد.

misrules in the classroom can disrupt learning.

اشتباهات در کلاس درس می‌تواند روند یادگیری را مختل کند.

he acknowledged that he misrules his time management.

او اعتراف کرد که مدیریت زمان خود را به درستی انجام نمی‌دهد.

misrules can lead to misunderstandings among team members.

اشتباهات می‌تواند منجر به سوء تفاهم بین اعضای تیم شود.

to improve, we must address the misrules in our system.

برای بهبود، باید به مشکلاتی که در سیستم ما وجود دارد رسیدگی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید