mistakings

[ایالات متحده]/mɪsˈteɪkɪŋz/
[بریتانیا]/mɪsˈteɪkɪŋz/

ترجمه

vt. اشتباه کردن؛ سوء تفاهم کردن
vi. اشتباه کردن؛ سوء تفاهم کردن
n. اشتباهات؛ سوء تفاهم‌ها؛ faults

عبارات و ترکیب‌ها

common mistakings

اشتباهات رایج

serious mistakings

اشتباهات جدی

frequent mistakings

اشتباهات مکرر

minor mistakings

اشتباهات جزئی

avoid mistakings

از دوری از اشتباهات

identify mistakings

تشخیص اشتباهات

correct mistakings

اصلاح اشتباهات

acknowledge mistakings

پذیرش اشتباهات

learn from mistakings

یادگیری از اشتباهات

discuss mistakings

بحث در مورد اشتباهات

جملات نمونه

we all make mistakings from time to time.

همه ما گاهی اوقات اشتباه می کنیم.

learning from our mistakings is essential for growth.

یادگیری از اشتباهات ما برای رشد ضروری است.

he admitted his mistakings during the meeting.

او اشتباهات خود را در طول جلسه اعتراف کرد.

it's important to correct our mistakings quickly.

تصحیح سریع اشتباهات ما مهم است.

she was embarrassed by her mistakings in the report.

او از اشتباهات خود در گزارش خجالت کشید.

we should learn to forgive our own mistakings.

ما باید یاد بگیریم که اشتباهات خود را ببخشیم.

his mistakings led to valuable lessons.

اشتباهات او منجر به درس های ارزشمندی شد.

making mistakings is a part of the learning process.

اشتباه کردن بخشی از فرآیند یادگیری است.

they discussed their past mistakings openly.

آنها در مورد اشتباهات گذشته خود به طور آشکار بحث کردند.

recognizing our mistakings helps us improve.

تشخیص اشتباهات ما به ما کمک می کند تا پیشرفت کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید