mizzles of rain
ریز نشتهای باران
mizzles in spring
ریز نشتها در بهار
mizzles at dawn
ریز نشتها در سپیدهدم
mizzles of mist
ریز نشتهای مه
light mizzles
ریز نشتهای ملایم
mizzles falling down
ریز نشتهایی که پایین میریزند
gentle mizzles
ریز نشتهای آرام
mizzles before sunset
ریز نشتها قبل از غروب آفتاب
mizzles on leaves
ریز نشتها روی برگها
the rain mizzles down softly on the roof.
باران آرام و ملایم روی پشتبام میبارد.
as the morning mizzles, the world feels peaceful.
همانطور که صبح باران میبارد، دنیا احساسی از آرامش دارد.
she loves to walk in the mizzles of spring.
او عاشق قدم زدن در باران بهار است.
the mizzles created a beautiful mist over the valley.
باران، مه زیبایی را در دره ایجاد کرد.
children played joyfully in the mizzles of the park.
کودکان با خوشحالی در باران پارک بازی کردند.
he took a deep breath as the mizzles refreshed the air.
او با این حال که باران هوا را تازه میکرد، نفسی عمیق کشید.
the garden looked vibrant under the mizzles.
باغ در زیر باران، زنده و سرزنده به نظر میرسید.
we enjoyed our coffee while watching the mizzles outside.
ما در حالی که به باران بیرون نگاه میکردیم، از قهوه خود لذت بردیم.
the mizzles made the streets glisten in the evening light.
باران باعث شد خیابانها در نور شبنم بدرخشند.
walking in the mizzles, she felt a sense of calm.
در حالی که در باران قدم میزد، احساس آرامش کرد.
mizzles of rain
ریز نشتهای باران
mizzles in spring
ریز نشتها در بهار
mizzles at dawn
ریز نشتها در سپیدهدم
mizzles of mist
ریز نشتهای مه
light mizzles
ریز نشتهای ملایم
mizzles falling down
ریز نشتهایی که پایین میریزند
gentle mizzles
ریز نشتهای آرام
mizzles before sunset
ریز نشتها قبل از غروب آفتاب
mizzles on leaves
ریز نشتها روی برگها
the rain mizzles down softly on the roof.
باران آرام و ملایم روی پشتبام میبارد.
as the morning mizzles, the world feels peaceful.
همانطور که صبح باران میبارد، دنیا احساسی از آرامش دارد.
she loves to walk in the mizzles of spring.
او عاشق قدم زدن در باران بهار است.
the mizzles created a beautiful mist over the valley.
باران، مه زیبایی را در دره ایجاد کرد.
children played joyfully in the mizzles of the park.
کودکان با خوشحالی در باران پارک بازی کردند.
he took a deep breath as the mizzles refreshed the air.
او با این حال که باران هوا را تازه میکرد، نفسی عمیق کشید.
the garden looked vibrant under the mizzles.
باغ در زیر باران، زنده و سرزنده به نظر میرسید.
we enjoyed our coffee while watching the mizzles outside.
ما در حالی که به باران بیرون نگاه میکردیم، از قهوه خود لذت بردیم.
the mizzles made the streets glisten in the evening light.
باران باعث شد خیابانها در نور شبنم بدرخشند.
walking in the mizzles, she felt a sense of calm.
در حالی که در باران قدم میزد، احساس آرامش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید