mizzles

[ایالات متحده]/ˈmɪzlz/
[بریتانیا]/ˈmɪzlz/

ترجمه

v. به آرامی باریدن یا باران خفیف زدن

عبارات و ترکیب‌ها

mizzles of rain

ریز نشت‌های باران

mizzles in spring

ریز نشت‌ها در بهار

mizzles at dawn

ریز نشت‌ها در سپیده‌دم

mizzles of mist

ریز نشت‌های مه

light mizzles

ریز نشت‌های ملایم

mizzles falling down

ریز نشت‌هایی که پایین می‌ریزند

gentle mizzles

ریز نشت‌های آرام

mizzles before sunset

ریز نشت‌ها قبل از غروب آفتاب

mizzles on leaves

ریز نشت‌ها روی برگ‌ها

جملات نمونه

the rain mizzles down softly on the roof.

باران آرام و ملایم روی پشت‌بام می‌بارد.

as the morning mizzles, the world feels peaceful.

همانطور که صبح باران می‌بارد، دنیا احساسی از آرامش دارد.

she loves to walk in the mizzles of spring.

او عاشق قدم زدن در باران بهار است.

the mizzles created a beautiful mist over the valley.

باران، مه زیبایی را در دره ایجاد کرد.

children played joyfully in the mizzles of the park.

کودکان با خوشحالی در باران پارک بازی کردند.

he took a deep breath as the mizzles refreshed the air.

او با این حال که باران هوا را تازه می‌کرد، نفسی عمیق کشید.

the garden looked vibrant under the mizzles.

باغ در زیر باران، زنده و سرزنده به نظر می‌رسید.

we enjoyed our coffee while watching the mizzles outside.

ما در حالی که به باران بیرون نگاه می‌کردیم، از قهوه خود لذت بردیم.

the mizzles made the streets glisten in the evening light.

باران باعث شد خیابان‌ها در نور شبنم بدرخشند.

walking in the mizzles, she felt a sense of calm.

در حالی که در باران قدم می‌زد، احساس آرامش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید