mnemonist

[ایالات متحده]/nɪˈmɒnɪst/
[بریتانیا]/nɪˈmɑːnɪst/

ترجمه

n. شخص ماهر در تکنیک‌های حافظه؛ یک محقق یا کارشناس در مطالعه حافظه

عبارات و ترکیب‌ها

famous mnemonist

حافظه قوی مشهور

skilled mnemonist

حافظه قوی ماهر

mnemonist techniques

تکنیک های حافظه قوی

mnemonist memory

حافظه قوی حافظه

mnemonist training

آموزش حافظه قوی

mnemonist skills

مهارت های حافظه قوی

mnemonist methods

روش های حافظه قوی

professional mnemonist

حافظه قوی حرفه ای

mnemonist performance

عملکرد حافظه قوی

mnemonist challenges

چالش های حافظه قوی

جملات نمونه

the mnemonist amazed everyone with his memory feats.

یک حافظه‌نما همه را با نمایش‌های حافظه‌اش شگفت‌زده کرد.

being a mnemonist requires a lot of practice.

حافظه‌نما بودن نیاز به تمرین زیادی دارد.

the mnemonist could recall long strings of numbers effortlessly.

یک حافظه‌نما می‌توانست به راحتی رشته‌های طولانی اعداد را به خاطر بسپارد.

many people admire the skills of a mnemonist.

بسیاری از مردم به مهارت‌های یک حافظه‌نما احترام می‌گذارند.

a mnemonist often uses techniques like visualization.

یک حافظه‌نما اغلب از تکنیک‌هایی مانند تجسم استفاده می‌کند.

the competition featured several talented mnemonists.

مسابقه شامل چندین حافظه‌نما با استعداد بود.

he became a mnemonist after years of dedication.

او پس از سال‌ها تلاش به یک حافظه‌نما تبدیل شد.

mnemonists can memorize entire books in a short time.

حافظه‌نماها می‌توانند کل کتاب‌ها را در مدت کوتاهی به خاطر بسپارند.

the mnemonist shared his tips for improving memory.

حافظه‌نما نکات خود را برای بهبود حافظه به اشتراک گذاشت.

she was fascinated by the life of a professional mnemonist.

او از زندگی یک حافظه‌نما حرفه‌ای مجذوب شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید