modishnesses

[ایالات متحده]/ˈməʊdɪʃnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmoʊdɪʃnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مد بودن؛ مدگرایی

عبارات و ترکیب‌ها

fashionable modishnesses

مد‌های شیک و امروزی

current modishnesses

مد‌های فعلی

modern modishnesses

مد‌های مدرن

elegant modishnesses

مد‌های شیک و باکلاس

artistic modishnesses

مد‌های هنری

popular modishnesses

مد‌های محبوب

vintage modishnesses

مد‌های قدیمی و نوستالژیک

urban modishnesses

مد‌های شهری

timeless modishnesses

مد‌های جاودانه

youthful modishnesses

مد‌های جوانانه

جملات نمونه

fashion often reflects the modishnesses of the time.

مد روز اغلب بازتابی از مُدهای زمان است.

she always keeps up with the latest modishnesses in clothing.

او همیشه از آخرین مُدهای لباس‌ها باخبر است.

the modishnesses of the 80s are making a comeback.

مُدهای دهه 80 در حال بازگشت هستند.

he is known for his awareness of current modishnesses.

او به خاطر آگاهی‌اش از مُدهای فعلی شناخته شده است.

her home decor reflects the modishnesses of contemporary design.

دکوراسیون منزل او بازتابی از مُدهای طراحی معاصر است.

understanding modishnesses can help in marketing strategies.

درک مُدها می‌تواند به استراتژی‌های بازاریابی کمک کند.

the modishnesses in technology are evolving rapidly.

مُدهای موجود در فناوری به سرعت در حال تکامل هستند.

she often critiques the modishnesses of the art world.

او اغلب مُدهای دنیای هنر را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

modishnesses can sometimes overshadow traditional styles.

مُدها گاهی اوقات می‌توانند سبک‌های سنتی را تحت‌الشعاع قرار دهند.

trends and modishnesses are always changing in fashion.

ترندها و مُدها همیشه در حال تغییر در دنیای مد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید