modulatory effect
اثر تعدیلکننده
modulatory role
نقش تعدیلکننده
modulatory signal
سیگنال تعدیلکننده
modulatory pathway
مسیر تعدیلکننده
modulatory mechanism
مکانیسم تعدیلکننده
modulatory function
عملکرد تعدیلکننده
modulatory feedback
بازخورد تعدیلکننده
modulatory influence
تاثیر تعدیلکننده
modulatory activity
فعالیت تعدیلکننده
modulatory response
پاسخ تعدیلکننده
the drug has a modulatory effect on neurotransmitter release.
دارو تأثیر تعدیلکننده بر آزادسازی انتقالدهنده عصبی دارد.
researchers are studying the modulatory role of hormones in behavior.
محققان نقش تعدیلکننده هورمونها در رفتار را مطالعه میکنند.
modulatory signals can influence the outcome of the experiment.
سیگنالهای تعدیلکننده میتوانند بر نتیجه آزمایش تأثیر بگذارند.
understanding the modulatory pathways is crucial for developing treatments.
درک مسیرهای تعدیلکننده برای توسعه درمانها بسیار مهم است.
the modulatory function of the protein was confirmed in the study.
عملکرد تعدیلکننده پروتئین در این مطالعه تأیید شد.
they discovered a modulatory mechanism in the immune response.
آنها یک مکانیسم تعدیلکننده در پاسخ ایمنی کشف کردند.
his speech had a modulatory impact on the audience's emotions.
سخنرانی او تأثیر تعدیلکننده بر احساسات مخاطبان داشت.
the modulatory effects of the compound were tested in various conditions.
اثرات تعدیلکننده ترکیب در شرایط مختلف آزمایش شد.
they explored the modulatory interactions between different signaling pathways.
آنها تعاملات تعدیلکننده بین مسیرهای سیگنالینگ مختلف را بررسی کردند.
modulatory feedback is essential for maintaining homeostasis.
بازخورد تعدیلکننده برای حفظ هموستازی ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید