moldinesses

[ایالات متحده]/ˈməʊldɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈmoʊldɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت کپک‌زده بودن

عبارات و ترکیب‌ها

moldinesses in food

وجود کپک در غذا

moldinesses of walls

وجود کپک در دیوارها

moldinesses in air

وجود کپک در هوا

moldinesses and odors

وجود کپک و بوی نامطبوع

moldinesses in books

وجود کپک در کتاب‌ها

moldinesses on clothes

وجود کپک روی لباس‌ها

moldinesses in bathrooms

وجود کپک در حمام‌ها

moldinesses of bread

وجود کپک در نان

moldinesses in furniture

وجود کپک در مبلمان

moldinesses and dampness

وجود کپک و رطوبت

جملات نمونه

his house had a strong smell of moldinesses after the rain.

خانه او پس از باران بوی شدیدی از کپک زدگی داشت.

the moldinesses in the basement made it uninhabitable.

کپک زدگی در زیرزمین آن را غیرقابل سکونت کرد.

we need to address the moldinesses before selling the house.

ما باید قبل از فروش خانه کپک زدگی ها را برطرف کنیم.

she complained about the moldinesses affecting her health.

او در مورد کپک زدگی هایی که بر سلامتی او تأثیر می گذاشتند شکایت کرد.

the moldinesses were a result of poor ventilation.

کپک زدگی ها نتیجه تهویه نامناسب بود.

they discovered moldinesses in the old books stored in the attic.

آنها کپک زدگی را در کتاب های قدیمی ذخیره شده در زیر شیروانی کشف کردند.

cleaning the moldinesses was a tedious task.

تمیز کردن کپک زدگی ها یک کار خسته کننده بود.

preventing moldinesses requires regular maintenance.

جلوگیری از کپک زدگی ها نیاز به نگهداری منظم دارد.

the inspector noted several moldinesses in the report.

بازرس چندین مورد کپک زدگی را در گزارش ذکر کرد.

he was worried about the moldinesses in his food.

او نگران کپک زدگی در غذای خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید