moleskin notebook
دفترچه یادداشتMoleskin
soft moleskin cover
رویه نرم Moleskin
luxurious moleskin material
جنس Moleskin لوکس
One group placed a moleskin pad -- which has no known wart curatie powers -- on a wart.The second group coered a wart with a moleskin pad that had an under layer of clear duct tape.
یک گروه یک پد پوست مولیاسکین - که هیچ قدرت شناخته شدهای برای درمان زگیل ندارد - روی یک زگیل قرار داد. گروه دوم یک زگیل را با یک پد پوست مولیاسکین که یک لایه زیرین از نوار چسب شفاف داشت، پوشاند.
She always carries a moleskin notebook with her.
او همیشه یک دفترچه یادداشت مولیاسکین با خود همراه دارد.
He loves to write his thoughts in his moleskin journal.
او عاشق نوشتن افکارش در دفترچه یادداشت مولیاسکین خود است.
The moleskin jacket kept him warm in the cold weather.
ژاکت مولیاسکین او را در هوای سرد گرم نگه داشت.
The artist sketched in his moleskin sketchbook.
هنرمند در دفترچه طراحی مولیاسکین خود طرح کرد.
She bought a new moleskin planner to organize her schedule.
او یک برنامهریز جدید مولیاسکین خرید تا برنامه خود را سازماندهی کند.
The moleskin shoes were comfortable for walking long distances.
کفشهای مولیاسکین برای پیادهروی مسافتهای طولانی راحت بودند.
He used a moleskin cover for his tablet to protect it from scratches.
او از یک روکش مولیاسکین برای تبلتش استفاده کرد تا از خراشیدگی آن محافظت کند.
The moleskin fabric is known for its softness and durability.
پارچه مولیاسکین به دلیل نرمی و دوام خود شناخته شده است.
She wrote her poetry in a moleskin journal.
او شعر خود را در یک دفترچه یادداشت مولیاسکین نوشت.
The moleskin notebook had high-quality paper that was great for writing.
دفترچه یادداشت مولیاسکین دارای کاغذ با کیفیت بالا بود که برای نوشتن عالی بود.
moleskin notebook
دفترچه یادداشتMoleskin
soft moleskin cover
رویه نرم Moleskin
luxurious moleskin material
جنس Moleskin لوکس
One group placed a moleskin pad -- which has no known wart curatie powers -- on a wart.The second group coered a wart with a moleskin pad that had an under layer of clear duct tape.
یک گروه یک پد پوست مولیاسکین - که هیچ قدرت شناخته شدهای برای درمان زگیل ندارد - روی یک زگیل قرار داد. گروه دوم یک زگیل را با یک پد پوست مولیاسکین که یک لایه زیرین از نوار چسب شفاف داشت، پوشاند.
She always carries a moleskin notebook with her.
او همیشه یک دفترچه یادداشت مولیاسکین با خود همراه دارد.
He loves to write his thoughts in his moleskin journal.
او عاشق نوشتن افکارش در دفترچه یادداشت مولیاسکین خود است.
The moleskin jacket kept him warm in the cold weather.
ژاکت مولیاسکین او را در هوای سرد گرم نگه داشت.
The artist sketched in his moleskin sketchbook.
هنرمند در دفترچه طراحی مولیاسکین خود طرح کرد.
She bought a new moleskin planner to organize her schedule.
او یک برنامهریز جدید مولیاسکین خرید تا برنامه خود را سازماندهی کند.
The moleskin shoes were comfortable for walking long distances.
کفشهای مولیاسکین برای پیادهروی مسافتهای طولانی راحت بودند.
He used a moleskin cover for his tablet to protect it from scratches.
او از یک روکش مولیاسکین برای تبلتش استفاده کرد تا از خراشیدگی آن محافظت کند.
The moleskin fabric is known for its softness and durability.
پارچه مولیاسکین به دلیل نرمی و دوام خود شناخته شده است.
She wrote her poetry in a moleskin journal.
او شعر خود را در یک دفترچه یادداشت مولیاسکین نوشت.
The moleskin notebook had high-quality paper that was great for writing.
دفترچه یادداشت مولیاسکین دارای کاغذ با کیفیت بالا بود که برای نوشتن عالی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید