molnar

[ایالات متحده]/ˈmɒlnɑː/
[بریتانیا]/ˈmoʊlnɑːr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی از اصل مجاری، به معنای "مالک کارخانه"
شکل‌های واژه
جمعmolnars

عبارات و ترکیب‌ها

molnar said

مولنار گفت

molnar's work

کار مولنار

mr. molnar

آقای مولنار

molnaring

مولنارینگ

molnared

مولنارید

ask molnar

از مولنار بپرس

to molnar

به مولنار

molnar et al

مولنار و همکاران

molnar's

مولنار

dr. molnar

دکتر مولنار

جملات نمونه

the molnar model is frequently cited in economic literature.

مدل مولنار به طور مکرر در ادبیات اقتصادی ارجاع داده می‌شود.

researchers compared the data against the molnar index.

پژوهشگران داده‌ها را با شاخص مولنار مقایسه کردند.

professor molnar will deliver the keynote speech tomorrow.

دکتر مولنار فردا سخنرانی افتتاحی را ارائه خواهد داد.

adjust the settings according to the molnar specifications.

پیش‌ تنظیمات را مطابق با مشخصات مولنار تنظیم کنید.

the molnar report outlines the challenges for the next decade.

گزارش مولنار چالش‌های دهه آینده را توضیح می‌دهد.

critics praised the molnar interpretation of the classic play.

انتقادات به تفسیر مولنار از نمایش کلاسیک تحسین کردند.

please refer to the molnar guide for installation instructions.

لطفاً به راهنمای مولنار برای دستورات نصب مراجعه کنید.

the team utilized a modified molnar approach to solve the problem.

تیم از رویکردی اصلاح شده مولنار برای حل مسئله استفاده کرد.

molnar theory suggests a different outcome is possible.

نظریه مولنار نشان می‌دهد که نتیجه‌ای متفاوت ممکن است.

the museum features a new exhibit from the molnar collection.

موزه نمایشگاه جدیدی از مجموعه مولنار را ارائه می‌دهد.

our analysis relies heavily on the molnar calculations.

تحلیل ما به طور چشمگیری بر محاسبات مولنار متکی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید