molter

[ایالات متحده]//ˈməʊltə//
[بریتانیا]//ˈmoʊltər//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان که پوست یا اسکلت خارجی خود را از دست می‌دهد
شکل‌های واژه
جمعmolters

جملات نمونه

the police are actively searching for the suspected molter who attacked several victims in the downtown area.

پلیس به طور فعالیتی در حال جستجوی مظنون مولتر که در منطقه مرکزی شهر چندین قربانی را هدف گرفته است.

parents in our neighborhood are warning their children to stay away from the known molter who lives nearby.

والدین در محله ما به فرزندان خود هشدار می دهند تا از مولتر شناخته شده ای که در نزدیکی زندگی می کند، دوری کنند.

the court has sentenced the convicted molter to fifteen years in prison without parole eligibility.

دیوان، مولتر محکوم شده را به ۱۵ سال حبس محکوم کرده است و از احراز آزادی برای او امکان پذیر نیست.

victims of the serial molter came forward to share their stories during the landmark trial this week.

قربانیان مولتر سریالی در طول جلسه امروزی این پرونده اصلی، داستان خود را به اشتراک گذاشتند.

the school's investigations revealed that a former teacher was operating as a molter on campus premises.

تحقيقات مدرسه نشان داد که یک معلم سابق در محوطه مدرسه به عنوان مولتر فعالیت می کرد.

counselors at the support center have been helping survivors recover from trauma inflicted by a local molter.

مجروران در مرکز حمایت به افراد زنده مانده کمک می کنند تا از آسیب روانی ناشی از مولتر محلی بهبود یابند.

the documentary exposed how the powerful molter exploited his position to silence victims for decades.

مستند این را نشان داد که مولتر قدرتمند چگونه از موقعیت خود برای سکوت قربانیان در طول دهه ها استفاده کرد.

our organization works tirelessly to identify and stop molters before they can harm additional victims.

سازمان ما با تلاش بی چون و چرا برای شناسایی و متوقف کردن مولترها قبل از اینکه بتوانند قربانیان بیشتری را آسیب بزند.

the company conducted a thorough investigation into the multiple allegations against the suspected molter.

شرکت یک بررسی جامع در مورد چندین اتهام علیه مظنون مولتر انجام داد.

authorities have charged the individual with being a molter in the recent high-profile incident.

مقامات فرد را به این جرم می‌کشند که در این حادثه با اهمیت اخیر به عنوان مولتر عمل کرده است.

community members remain vigilant in reporting any suspicious behavior that might indicate a molter is active.

اعضای جامعه همچنان با احتیاط در گزارش هر رفتار مشکوکی که نشان دهد یک مولتر فعال است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید