retainer

[ایالات متحده]/rɪ'teɪnə/
[بریتانیا]/rɪ'tenɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلغی از پول که به صورت پیش پرداخت برای تأمین خدمات یک وکیل در یک دعوی، برای رزرو یک ملک اجاره‌ای برای یک دوره غیبت، یا برای نگه‌داشتن خدمات یک خدمتکار برای مدت طولانی پرداخت می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

dental retainer

نگهدارنده دندان

legal retainer

نگهدارنده حقوقی

retainership agreement

قرارداد حفظ

retainer fee

هزینه نگهدارنده

monthly retainer

نگهدارنده ماهانه

bearing retainer

نگهدارنده بلبرینگ

جملات نمونه

that consists of piston barrel, pistons, retainer plate, swashplate and the control.

که شامل سیلندر پیستون، پیستون ها، صفحه نگهدارنده، صفحه چرخشی و کنترل می شود.

to hire a retainer

برای استخدام یک وکیل

to pay a retainer

پرداخت هزینه وکیل

to negotiate a retainer

برای مذاکره در مورد استخدام وکیل

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید