monkey business
حرفهای بیاساس
play monkeys
میمون بازی کردن
like monkeys
مثل میمونها
monkey around
سرگرم شدن بیهدف
trained monkeys
میمونهای آموزشدیده
angry monkeys
میمونهای عصبانی
little monkeys
میمونهای کوچک
feeding monkeys
تغذیه میمونها
see monkeys
دیدن میمونها
smart monkeys
میمونهای باهوش
the zoo had several playful monkeys swinging from the trees.
باغ وحش چندین мавند بازیگوش داشت که از درختان آویزان بودند.
we watched monkeys grooming each other with great care.
ما شاهد بودیم که میمونها با دقت زیاد یکدیگر را تمیز میکنند.
the children loved feeding the monkeys bananas at the enclosure.
کودکان عاشق این بودند که به میمونها در محوطه موز میدهند.
a troop of monkeys crossed the road in front of our car.
یک گروه میمون جلوی ماشین ما از خیابان عبور کردند.
the researchers studied the monkeys' social behavior in the jungle.
محققان رفتار اجتماعی میمونها را در جنگل مطالعه کردند.
the monkeys chattered and screeched, making a lot of noise.
میمونها با صدای زیاد چattering و screeched، سر و صدا به پا کردند.
the mischievous monkeys stole a tourist's hat.
میمونهای شیطنتآمیز کلاه یک توریست را دزدیدند.
the documentary showed monkeys using tools to find food.
فیلم مستند نشان داد که میمونها از ابزار برای یافتن غذا استفاده میکنند.
the baby monkey clung tightly to its mother's back.
میمون نوزاد به شدت به پشت مادرش چسبیده بود.
we saw golden monkeys in the bamboo forest.
ما میمونهای طلایی را در جنگل بامبو دیدیم.
the guide warned us not to approach the monkeys too closely.
راهنما به ما هشدار داد که زیاد به میمونها نزدیک نشویم.
the monkeys spent the afternoon grooming and playing in the sun.
میمونها بعد از ظهر را به تمیز کردن و بازی در آفتاب گذراندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید