monnet

[ایالات متحده]/ˈmɒneɪ/
[بریتانیا]/ˈmɑːneɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک واحد پولی فرضی یکپارچه اروپایی؛ مونیه (یک واحد پولی فرضی یکپارچه اروپایی)
Word Forms
جمعmonnets

عبارات و ترکیب‌ها

monnet method

روش مونِت

monnet plan

برنامه مونِت

monnet vision

چشم‌انداز مونِت

monnet approach

رویکرد مونِت

monnet scholarship

بورسیه مونِت

monnet foundation

بنیاد مونِت

monnet initiative

ابتکار عمل مونِت

monnet program

برنامه مونِت

monnet legacy

میراث مونِت

monnet influence

تاثیرگذاری مونِت

جملات نمونه

monnet was a visionary leader in european integration.

مونِه یک رهبر آینده‌نگر در یکپارچگی اروپا بود.

the monnet method emphasizes cooperation between nations.

روش مونِه بر همکاری بین کشورها تاکید می کند.

many consider monnet's ideas revolutionary.

بسیاری از افراد ایده های مونِه را انقلابی می دانند.

monnet played a crucial role in shaping modern europe.

مونِه نقش مهمی در شکل دادن به اروپا امروزی ایفا کرد.

monnet advocated for economic cooperation to prevent war.

مونِه از همکاری اقتصادی برای جلوگیری از جنگ حمایت کرد.

monnet's legacy continues to influence policymakers today.

میراث مونِه همچنان بر سیاست گذاران امروز تأثیر می گذارد.

understanding monnet's vision is essential for students of history.

درک دیدگاه مونِه برای دانشجویان تاریخ ضروری است.

monnet believed in the power of shared resources.

مونِه به قدرت منابع مشترک اعتقاد داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید