monocycle

[ایالات متحده]/ˈmɒnəʊsaɪkəl/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəˌsaɪkəl/

ترجمه

n. یک وسیله نقلیه تک چرخ; یک چرخ‌دار، به‌ویژه توسط آکروبات‌ها استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

ride monocycle

سوار شدن بر تک چرخ

monocycle tricks

حرکات تک چرخ

monocycle racing

مسابقات تک چرخ

learn monocycle

یادگیری تک چرخ

monocycle skills

مهارت‌های تک چرخ

monocycle balance

تعادل تک چرخ

monocycle fun

سرگرمی با تک چرخ

monocycle performance

اجرای تک چرخ

monocycle enthusiasts

علاقه‌مندان به تک چرخ

monocycle community

جامعه تک چرخ

جملات نمونه

he learned to ride a monocycle last summer.

او تابستان گذشته یاد گرفت که سوار یک‌چرخه شود.

monocycles are a unique way to travel.

یک‌چرخه‌ها یک راه منحصر به فرد برای سفر هستند.

she performs tricks on her monocycle at the circus.

او در سیرک با یک‌چرخه خود شعبده‌بازی انجام می‌دهد.

riding a monocycle requires balance and practice.

سوار شدن بر یک‌چرخه نیاز به تعادل و تمرین دارد.

he joined a club for monocycle enthusiasts.

او به یک باشگاه برای علاقه‌مندان به یک‌چرخه پیوست.

monocycles can be challenging for beginners.

یک‌چرخه‌ها می‌توانند برای مبتدیان چالش‌برانگیز باشند.

they organized a monocycle race in the park.

آنها یک مسابقه یک‌چرخه در پارک برگزار کردند.

she enjoys riding her monocycle to work.

او از سوار شدن با یک‌چرخه خود به محل کار لذت می‌برد.

monocycles are often used in street performances.

یک‌چرخه‌ها اغلب در اجراهای خیابانی استفاده می‌شوند.

he bought a new monocycle for his birthday.

او یک‌چرخه جدید برای تولدش خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید