monody

[ایالات متحده]/ˈmɒnədi/
[بریتانیا]/ˈmɑːnədi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آهنگ یا شعر سولو؛ آواز بدون همراهی؛ مرثیه
Word Forms
جمعmonodies

عبارات و ترکیب‌ها

solo monody

مونودی تک‌خوان

monody style

سبک مونودی

monody form

فرم مونودی

monody piece

قطعه مونودی

early monody

مونودی اولیه

monody texture

بافت مونودی

monody genre

ژانر مونودی

monody performance

اجرای مونودی

dramatic monody

مونودی دراماتیک

monody composition

آهنگسازی مونودی

جملات نمونه

her voice resonated beautifully in the monody.

صدای او به زیبایی در مونودی اجرا شد.

the monody expressed deep sorrow and longing.

مونودی غم و دلتنگی عمیقی را بیان کرد.

he composed a monody to honor his late mother.

او مونودی برای ادای احترام به مادر مرحومش ساخت.

monody was a popular form of music in the baroque period.

مونودی یک فرم محبوب موسیقی در دوره باروک بود.

the emotional depth of the monody captivated the audience.

عمق احساسی مونودی مخاطبان را مجذوب خود کرد.

she performed a haunting monody at the concert.

او یک مونودی دلخراش در کنسرت اجرا کرد.

monody often features a single melodic line.

مونودی اغلب دارای یک خط ملودیک واحد است.

he studied the evolution of monody in music history.

او تکامل مونودی را در تاریخ موسیقی مطالعه کرد.

the monody's simplicity highlighted the singer's talent.

سادگی مونودی استعداد خواننده را برجسته کرد.

many operas include a beautiful monody.

اپراهای زیادی شامل یک مونودی زیبا هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید