monostich

[ایالات متحده]/ˈmɒnəstɪk/
[بریتانیا]/ˈmɑːnəstɪk/

ترجمه

n. یک خط شعر؛ یک خط در شعر

عبارات و ترکیب‌ها

monostich poem

غزل یکبندی

monostich format

قالب یکبندی

monostich style

سبک یکبندی

monostich verse

بیت یکبندی

monostich line

خط یکبندی

monostich structure

ساختار یکبندی

monostich writing

نوشتن یکبندی

monostich example

نمونه یکبندی

monostich technique

تکنیک یکبندی

monostich challenge

چالش یکبندی

جملات نمونه

he wrote a beautiful monostich about love.

او یک مونوسیتیک زیبا در مورد عشق نوشت.

monostich can convey deep emotions in just a few words.

مونوسیتیک می‌تواند احساسات عمیق را در چند کلمه بیان کند.

she prefers monostich poems for their simplicity.

او ترجیح می‌دهد شعر مونوسیتیک را به دلیل سادگی انتخاب کند.

a monostich can be a powerful form of expression.

یک مونوسیتیک می‌تواند یک شکل قدرتمند بیان باشد.

writing a monostich requires creativity and precision.

نوشتن یک مونوسیتیک نیاز به خلاقیت و دقت دارد.

the artist used a monostich to capture the moment.

هنرمند از یک مونوسیتیک برای به تصویر کشیدن لحظه استفاده کرد.

in her collection, there is a stunning monostich.

در مجموعه او، یک مونوسیتیک خیره‌کننده وجود دارد.

monostich often appears in traditional japanese poetry.

مونوسیتیک اغلب در شعر سنتی ژاپنی ظاهر می‌شود.

he challenged himself to write a monostich every day.

او به چالش کشید تا هر روز یک مونوسیتیک بنویسد.

her monostich resonated with the audience deeply.

مونوسیتیک او به طور عمیقی با مخاطبان همخوانی داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید