monotype

[ایالات متحده]/ˈmɒnəʊtaɪp/
[بریتانیا]/ˈmɑːnətaɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه ریخته‌گری مونو تایپ; نوع تک; دستگاه چاپ خودکار
vt. ریخته‌گری با استفاده از دستگاه مونو تایپ; چاپ با استفاده از دستگاه چاپ خودکار
Word Forms
جمعmonotypes

عبارات و ترکیب‌ها

monotype font

فونت مونوتایپ

monotype printing

چاپ مونوتایپ

monotype style

سبک مونوتایپ

monotype machine

دستگاه مونوتایپ

monotype process

فرآیند مونوتایپ

monotype design

طراحی مونوتایپ

monotype type

نوع مونوتایپ

monotype system

سیستم مونوتایپ

monotype layout

چیدمان مونوتایپ

جملات نمونه

the artist prefers to work with monotype printing techniques.

هنرمند ترجیح می‌دهد با تکنیک‌های چاپ مونوتایپ کار کند.

monotype is a unique form of printmaking.

مونوتایپ یک شکل منحصر به فرد از چاپ‌سازی است.

she created a beautiful monotype artwork for the exhibition.

او یک اثر هنری مونوتایپ زیبا برای نمایشگاه خلق کرد.

monotype allows for one-of-a-kind prints.

مونوتایپ این امکان را فراهم می‌کند تا چاپ‌های یکتا ایجاد شوند.

he experimented with color in his monotype pieces.

او با رنگ در آثار مونوتایپ خود آزمایش کرد.

monotype techniques can produce stunning visual effects.

تکنیک‌های مونوتایپ می‌توانند جلوه‌های بصری خیره‌کننده ایجاد کنند.

many artists enjoy the spontaneity of monotype printing.

بسیاری از هنرمندان از خودبخودی بودن چاپ مونوتایپ لذت می‌برند.

she teaches a workshop on the basics of monotype.

او یک کارگاه آموزشی در مورد اصول اولیه مونوتایپ تدریس می‌کند.

the gallery featured a collection of monotype works.

گالری مجموعه‌ای از آثار مونوتایپ را به نمایش گذاشت.

monotype can be a great way to explore creativity.

مونوتایپ می‌تواند راهی عالی برای کشف خلاقیت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید