moodier

[ایالات متحده]/ˈmuːdɪə/
[بریتانیا]/ˈmuːdiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیشتر دمدمی؛ مستعد تغییرات ناگهانی حالت روحی

عبارات و ترکیب‌ها

moodier than ever

غمغین‌تر از همیشه

feeling moodier

احساس غم‌انگیز بودن

moodier today

امروز غم‌انگیزتر

moodier than usual

غم‌انگیزتر از حد معمول

getting moodier

در حال غم‌انگیزتر شدن

moodier moments

لحظات غم‌انگیزتر

moodier vibes

فضای غم‌انگیزتر

moodier outlook

دیدگاه غم‌انگیزتر

moodier responses

پاسخ‌های غم‌انگیزتر

moodier days

روزهای غم‌انگیزتر

جملات نمونه

she has been moodier than usual lately.

او اخیراً بیشتر از حد معمول اخموتر شده است.

he tends to get moodier when he doesn't sleep well.

وقتی خوب نمی‌خوابد، معمولاً اخموتر می‌شود.

my sister is moodier during exam season.

خواهر من در زمان امتحانات بیشتر اخمو است.

the weather can make people feel moodier.

هوا می‌تواند باعث شود مردم احساس بیشتری نسبت به اخمو بودن داشته باشند.

he apologized for being moodier than usual.

او برای اخموتر از حد معمول بودن عذرخواهی کرد.

she noticed her friend was moodier after the breakup.

او متوجه شد که دوستش بعد از جدایی بیشتر اخمو است.

being cooped up can make you moodier.

حبس شدن می‌تواند شما را اخموتر کند.

he gets moodier when he's hungry.

وقتی گرسنه است، اخموتر می‌شود.

she tries to avoid moodier conversations.

او سعی می‌کند از مکالمات اخموتر اجتناب کند.

sometimes, i feel moodier for no reason at all.

گاهی اوقات، بدون هیچ دلیلی احساس می‌کنم اخموتر هستم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید