morbillis

[ایالات متحده]/ˈmɔːbɪlɪs/
[بریتانیا]/ˈmɔrbɪlɪs/

ترجمه

n. سرخک

عبارات و ترکیب‌ها

morbillis outbreak

شیوع موربیلیس

morbillis vaccine

واکسن موربیلیس

morbillis infection

عفونت موربیلیس

morbillis symptoms

علائم موربیلیس

morbillis prevention

پیشگیری از موربیلیس

morbillis diagnosis

تشخیص موربیلیس

morbillis complications

پیچیدگی‌های موربیلیس

morbillis cases

موارد موربیلیس

morbillis treatment

درمان موربیلیس

morbillis control

کنترل موربیلیس

جملات نمونه

morbillis is a viral disease that affects many animals.

موربیلیس یک بیماری ویروسی است که بر بسیاری از حیوانات تأثیر می گذارد.

vaccination can help prevent morbillis outbreaks.

واکسیناسیون می تواند به جلوگیری از شیوع موربیلیس کمک کند.

symptoms of morbillis include fever and rash.

علائم موربیلیس شامل تب و بثورات پوستی است.

morbillis can be particularly dangerous for young animals.

موربیلیس می تواند به ویژه برای حیوانات جوان خطرناک باشد.

research on morbillis has advanced significantly in recent years.

تحقیقات در مورد موربیلیس در سال های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

understanding morbillis transmission is crucial for prevention.

درک انتقال موربیلیس برای پیشگیری بسیار مهم است.

veterinarians play a key role in managing morbillis cases.

دامپزشکان نقش کلیدی در مدیریت موارد موربیلیس دارند.

public awareness about morbillis is essential for animal health.

آگاهی عمومی در مورد موربیلیس برای سلامت حیوانات ضروری است.

early detection of morbillis can save lives.

تشخیص زودهنگام موربیلیس می تواند جان را نجات دهد.

efforts to eradicate morbillis are ongoing worldwide.

تلاش ها برای ریشه کن کردن موربیلیس در سطح جهان ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید