moronities abound
فضاحتها فراوان هستند
avoid moronities
از فضاحتها اجتناب کنید
moronities exposed
فضاحتها آشکار شد
embrace moronities
فضاحتها را در آغوش بگیرید
moronities revealed
فضاحتها آشکار شد
moronities discussed
در مورد فضاحتها بحث شد
moronities defined
فضاحتها تعریف شد
moronities analyzed
فضاحتها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
moronities challenged
فضاحتها به چالش کشیده شد
moronities criticized
فضاحتها مورد انتقاد قرار گرفت
his moronities often lead to embarrassing situations.
اغلب اوقات، حماقتهای او منجر به موقعیتهای خجولکنندهای میشود.
we can't ignore the moronities of our past decisions.
ما نمیتوانیم حماقتهای تصمیمات گذشته خود را نادیده بگیریم.
sometimes, his moronities make everyone laugh.
گاهی اوقات، حماقتهای او باعث خنده همه میشود.
her moronities are a source of frustration for her friends.
حماقتهای او منبع ناراحتی برای دوستانش است.
he was unaware of the moronities in his argument.
او از حماقتهای استدلال خود بیخبر بود.
we often discuss the moronities of our youth.
ما اغلب در مورد حماقتهای دوران جوانی خود صحبت میکنیم.
her moronities have become a running joke among us.
حماقتهای او به یک شوخی رایج در بین ما تبدیل شده است.
he realized the moronities in his plan too late.
او خیلی دیر متوجه حماقتهای طرح خود شد.
they laughed at the moronities of the situation.
آنها به حماقتهای وضعیت خندیدند.
her moronities were often overlooked by her family.
حماقتهای او اغلب توسط خانوادهاش نادیده گرفته میشد.
moronities abound
فضاحتها فراوان هستند
avoid moronities
از فضاحتها اجتناب کنید
moronities exposed
فضاحتها آشکار شد
embrace moronities
فضاحتها را در آغوش بگیرید
moronities revealed
فضاحتها آشکار شد
moronities discussed
در مورد فضاحتها بحث شد
moronities defined
فضاحتها تعریف شد
moronities analyzed
فضاحتها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت
moronities challenged
فضاحتها به چالش کشیده شد
moronities criticized
فضاحتها مورد انتقاد قرار گرفت
his moronities often lead to embarrassing situations.
اغلب اوقات، حماقتهای او منجر به موقعیتهای خجولکنندهای میشود.
we can't ignore the moronities of our past decisions.
ما نمیتوانیم حماقتهای تصمیمات گذشته خود را نادیده بگیریم.
sometimes, his moronities make everyone laugh.
گاهی اوقات، حماقتهای او باعث خنده همه میشود.
her moronities are a source of frustration for her friends.
حماقتهای او منبع ناراحتی برای دوستانش است.
he was unaware of the moronities in his argument.
او از حماقتهای استدلال خود بیخبر بود.
we often discuss the moronities of our youth.
ما اغلب در مورد حماقتهای دوران جوانی خود صحبت میکنیم.
her moronities have become a running joke among us.
حماقتهای او به یک شوخی رایج در بین ما تبدیل شده است.
he realized the moronities in his plan too late.
او خیلی دیر متوجه حماقتهای طرح خود شد.
they laughed at the moronities of the situation.
آنها به حماقتهای وضعیت خندیدند.
her moronities were often overlooked by her family.
حماقتهای او اغلب توسط خانوادهاش نادیده گرفته میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید