moronities

[ایالات متحده]/məˈrɒnɪtiz/
[بریتانیا]/məˈrɑːnɪtiz/

ترجمه

n. حالت یا کیفیت احمق بودن؛ حماقت

عبارات و ترکیب‌ها

moronities abound

فضاحت‌ها فراوان هستند

avoid moronities

از فضاحت‌ها اجتناب کنید

moronities exposed

فضاحت‌ها آشکار شد

embrace moronities

فضاحت‌ها را در آغوش بگیرید

moronities revealed

فضاحت‌ها آشکار شد

moronities discussed

در مورد فضاحت‌ها بحث شد

moronities defined

فضاحت‌ها تعریف شد

moronities analyzed

فضاحت‌ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت

moronities challenged

فضاحت‌ها به چالش کشیده شد

moronities criticized

فضاحت‌ها مورد انتقاد قرار گرفت

جملات نمونه

his moronities often lead to embarrassing situations.

اغلب اوقات، حماقت‌های او منجر به موقعیت‌های خجول‌کننده‌ای می‌شود.

we can't ignore the moronities of our past decisions.

ما نمی‌توانیم حماقت‌های تصمیمات گذشته خود را نادیده بگیریم.

sometimes, his moronities make everyone laugh.

گاهی اوقات، حماقت‌های او باعث خنده همه می‌شود.

her moronities are a source of frustration for her friends.

حماقت‌های او منبع ناراحتی برای دوستانش است.

he was unaware of the moronities in his argument.

او از حماقت‌های استدلال خود بی‌خبر بود.

we often discuss the moronities of our youth.

ما اغلب در مورد حماقت‌های دوران جوانی خود صحبت می‌کنیم.

her moronities have become a running joke among us.

حماقت‌های او به یک شوخی رایج در بین ما تبدیل شده است.

he realized the moronities in his plan too late.

او خیلی دیر متوجه حماقت‌های طرح خود شد.

they laughed at the moronities of the situation.

آنها به حماقت‌های وضعیت خندیدند.

her moronities were often overlooked by her family.

حماقت‌های او اغلب توسط خانواده‌اش نادیده گرفته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید