The linguist studied the morphologically complex language.
دانشمند زبانشناس زبان پیچیده از نظر ساختاری را مطالعه کرد.
Morphologically speaking, the word can be broken down into smaller units.
از نظر ساختاری، میتوان کلمه را به واحدهای کوچکتر تقسیم کرد.
The biologist examined the morphologically distinct species.
زیستشناس گونههای متمایز از نظر ساختاری را بررسی کرد.
In linguistics, morphologically related words share a common root.
در علم زبانشناسی، کلمات مرتبط از نظر ساختاری، یک ریشه مشترک دارند.
The artist created a morphologically intricate sculpture.
هنرمند یک مجسمه پیچیده از نظر ساختاری خلق کرد.
Morphologically, the two species are very similar.
از نظر ساختاری، این دو گونه بسیار مشابه هستند.
The geologist described the morphologically diverse landscape.
زمینشناس از چشمانداز متنوع از نظر ساختاری توصیف کرد.
Morphologically, the plant has unique features that set it apart.
از نظر ساختاری، گیاه دارای ویژگیهای منحصر به فردی است که آن را از دیگران متمایز میکند.
The linguist analyzed the morphologically complex words in the text.
دانشمند زبانشناس کلمات پیچیده از نظر ساختاری را در متن تجزیه و تحلیل کرد.
The biologist compared the morphologically distinct characteristics of various species.
زیستشناس ویژگیهای متمایز از نظر ساختاری از گونههای مختلف را مقایسه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید